روابط جنسی (زناشویی ) از دید قرآن کریم

 

غریزه جنسی از غرایزی است که خدای متعال درانسان قرار داده است ؛این غریزه ،عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است.


آثار روابط جنسی از منظر قرآن


او خدایى است كه (همه) شما را از یك فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بیاساید. سپس هنگامى كه با او آمیزش كرد، حملى سبك برداشت(اعراف ،۱۸۹)


غریزه جنسی از غرایزی است که خدای متعال درانسان قرار داده است ؛این غریزه ،عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است .قرآن کریم ، گرایش زن ومرد را به یکدیگر ،اقتضای ساختار آدمی ونخستین کالای زیبا وآراسته دنیوی به حساب آورده است: برای مردمان ،علاقه به خواستنی های گوناگون از جمله علاقه به زنان و..........آراسته شده است. » (آل عمران ،۱۴)در این آیه واژه شهوت به کار رفته وچون این واژه به معنای خواسته شدید است می توان گفت علاقه به زن وفرزند شدید است (بهشتی ،۱۳۸۸،ص ۱۸۴).در مجموعه آثار (ج،۱۹) شهید مطهری در مورد غریزه جنسی این گونه می گوید:

 

به هر حال از نظر اسلام علاقه جنسى نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبیاست. رسول اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام، طبق آثار و روایات فراوان كه رسیده است، محبت و علاقه خود را به زن در كمال صراحت اظهار مى‏كرده‏اند و برعكس، روش كسانى را كه میل به رهبانیت پیدا مى‏كردند سخت تقبیح مى‏نمودند (ص۶۲۷).

 


غریزه ی جنسی عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است .قرآن کریم ، گرایش زن ومرد را به یکدیگر ،اقتضای ساختار آدمی ونخستین کالای زیبا وآراسته دنیوی به حساب آورده است.قابل ذکر است که خدای متعال غرایز انسانی را برای اهدافی در راستای رشد فردی واجتماعی او در وجودش نهاده است از این رو نیز برای ارضای هر کدام ،رهنمود هایی نموده است که طغیان و یا افراط و تفریط در ارضای آنها ،علاوه بر عدم دستیابی به اهداف خلقت ،موجب عذاب الهی در دنیا و آخرت خواهد شد .در مورد تجاوز در ارضای غریزه جنسی در سوره فرقان وعده عذاب خلد در جهنم را داده است :

 

و زنا نمى‏كنند و هر كس چنین كند، مجازات سختى خواهد دید! ،عذاب او در قیامت مضاعف مى‏گردد، و همیشه با خوارى در آن خواهد ماند! (فرقان،۶۸ـ۶۷)

 


در سوره مؤمنون نیز کسانی را که از غیر راه شرعی ارضای غریزه جنسی خود نماید اورا متجاوز می نامد:

 

وَ آنها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند ،تنها آمیزش جنسى با همسران و كنیزانشان دارند، كه در بهره‏گیرى از آنان ملامت نمى‏شوند ،و كسانى كه غیر از این طریق را طلب كنند، تجاوزگرند! (مؤمنون،۷ـ۵)

 

در قرآن ،کتاب فطرت وزندگی ، آیاتی در مورد آثاراستفاده درست وصحیح از غریزه جنسی بیان فرموده است؛ وبا دقت وتدبر ازاین به این آیات و قیاس با مکاتب دیگر مادی ،به اکمل واتمم بودن دستورات اسلام را نسبت به آنها روشن می شود.

 


با تدبر در آیات الهی می توان نکات ذیل را پیرامون روابط جنسی یافت :


۱) تمتع ولذت

۲) زمان اختصاصی

۳) موجب آرامش

۴) لباس همسران

۵) ثواب اخروی

 


الف ـ تمتع ولذت


و زنانى را كه متعه مى‏كنید، واجب است مهر آنها را بپردازید (نساء ،۲۴)

 

در این آیه خدای متعال کلمه « تمتع » را بیان نموده است ؛این کلمه در کتب لغت به معنای « بهره گیری وانتفاع » است ، واین بهره گیری لذت جنسی است که امام صادق (ع) آن را با لذت ترین نعمت های دنیا وآخرت می دانند :

 

امام صادق فرمودند:برای مردم در دنیا وآخرت ، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست ؛ ، سپس فرمودند :اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام وشراب ،لذت نمی برند (کافی ج ۵،ص ۳۲۰)

 

خدای متعال خلقت زوج (همسر) را از نشانه های خود ، وآن را برای سود ونفع یکدیگر بیان داشته است:

 

و از نشانه‏هاى او این كه همسرانى (زوج ) از جنس خودتان ،به نفع وسود شما آفرید(روم ،۲۰)

 

پیامبر اسلام (ص)لذت خود را از دنیا را بهره گیری از زنان می داند:

 

پیامبر (ص) فرمودند : روشنی چشم من در نماز و لذت من در دنیا ،زنان و گل های من حسن و حسین (ع)می باشد (وسایل الشیعه ج۲۰ ص ۲۳)

 

مارابل مورگان در کتاب «زن کامل» لذت جنسی را به این گونه بیان می کند :

 

از نظر فیزیکی ،نقطه اوج رابطه جنسی بزرگ ترین لذت و عظیم ترین آرامش در روی زمین است . بسیاری از پزشکان تحقیق کرده اندکه اوج این موقعیت بدن انسان را دوباره زنده و احیاء می کند و سلامتی فیزیکی را بدنبال دارد .چه زمانی عالی تر از این !هر دو ی آنها احساس می کنند که خواسته شان ارضاء و برآورده شده است (ص،۱۱۰)

 

ب ـ زمان اختصاصی


قرآن برای بهره گیری همسران از یکدیگر زمان اختصاصی قایل است ،و در این وقت خصوصی زن و مرد ،می بایستی دیگر افراد خانواده بدون اجازه وارد نشوند ،حتی اطفال ـ برای حفظ بهداشت جنسی کودک ـ نباید بدون اجازه ،در این اوقات خصوصی والدین وارد شود :

 

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! بردگان شما، و همچنین كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسیده‏اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بیرون مى‏آورید، و بعد از نماز عشا این سه وقت خصوصى براى شماست امّا بعد از این سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نیست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یكدیگر بگردید. این گونه خداوند آیات را براى شما بیان مى‏كند، و خداوند دانا و حكیم است! (نور ،۵۸)

 


در آیه بعدی استیذان و اجازه گرفتن فرزندان بالغ رادر این اوقات خصوصی والدین نیز متذکر می شود:

 

و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه كه اشخاصى كه پیش از آنان بودند اجازه مى‏گرفتند این چنین خداوند آیاتش را براى شما بیان مى‏كند، و خدا دانا و حكیم است! (نور،۵۹)

 

والدین نیاز مند به اوقات خصوصی می باشند، زیرا وجود این اوقات خصوصی در تحکم زندگی مهم واساسی است ،وعدم آن در تذلل و ازهم پاشدگی زندگی زناشویی مؤثر می باشد .این اوقات موجب افزایش محبت نسبت به یکدیگر وکسب آرامش خواهد شد.

 


شاید این سؤال در ذهن نقش ببند که چرا خدای متعال وحکیم در آیه دوم ،بر اجازه گرفتن فرزند بالغ ،در اوقات خصوصی والدین تذکر داده است ؟ آیا والدین به نکته ساده آگاهی ندارند که نیاز مند به تذکر بوده شاید پاسخ این باشدکه تذکرش برای اهمیت وارزش گذاری به وقت خصوصی داشتن والدین می باشند ، به گونه ای که حتی در سالیانی بعد از ازدواج که فرزند آنها بالغ شده است ، باز هم والدین نیاز مند به اوقات خصوصی می باشند، زیرا وجود این اوقات خصوصی در تحکم زندگی مهم واساسی است ،وعدم آن در تزلزل واز پاشدگی زندگی زناشویی مؤثر می باشد .این اوقات موجب افزایش محبت نسبت به یکدیگر وکسب آرامش خواهد شد.

 

از آیات فوق ، چند نکته می توان استفاده نمود : اولاً تشویق و ترغیب زن وشوهر به داشتن ساعاتی خصوصی در روز تا به آرامش برسند و برای بندگی خدا نیرو کسب کنند ؛ ثانیاً حضور دیگران از بزرگ و کوچک در زمان خصوصی جلوگیری شود، و بدون اجازه وارد نشوند ؛ثالثاً اعضای خانواده به غیر از این اوقات خصوصی ، روابط گرم و صمیمی و خودمانی داشته باشند ، در کنار یکدیگر باشند .

 


امام صادق (ع) این سه وقت را به عنوان «غرّة ،خلوة»(سهو،خلوت )بیان می دارند که دیگران برای ورود در این ساعات باید اجازه بگیرند :

 

امام صادق (ع) فرمودند: کنیزان وکسانی که بالغ نشده اند در سه زمان ،همان گونه که خدای عزوجل شما را امر کرده است ، برای ورود باید اجازه بگیرند ؛وهمچنین خادمت که بالغ شده درسه وقت از عورات، داخل شد،اگر چه خانه اش در خانه شما باشد باید اجازه بگیرد ،این سه وقت عبارت است از : بعد از عشا که عتمة(ثلث شب) نامیده می شود وقتی که صبح می کنید وزمانی که در بعداز ظهر، لباس هایتان خارج می کنید ؛به تحقیق که خدا امر کرده است که این سه اوقات را در خلوت وسهو باشید .( وسائل‏الشیعة ج : ۲۰ ص : ۲۱۸)

 


امر خدا به خلوت کردن این سه وقت، بیانگر توجه به این نیاز فطری است ، به عبارت دیگر ارضای این نیاز از اعماق درون انسان برخواسته است . شاید برای بعضی از کسانی که عمیقاً از تعالیم انسان ساز اسلام اطلاع کامل ندارند،داشتن این سه وقت خصوصی را با معنویت انسان مغایر بدانند ،و با نگاه سبک و تحقیر آمیز به آن بنگرند ، در حالی که همان گونه مشاهده نمودید در نگاه قرآن ومعصومین (ع) برای حفظ از فساد آماده شدن جهت بندگی خدا وانجام وظایف فردی واجتماعی ،از معنویت وجایگاه خاصی برخوردار است وثواب بزرگی برای ارضای این غریزه از طبق شرعی ودرست قایل می باشد وموجب رشد وارتقای معنوی مؤمن است .در ضمن در قرآن ، یکی از نعمت های بهشت را داشتن همسران زیبا می داند .به این نکته بنیادی باید توجه داشت ،اسلام با ارضای غرایز ازطریق غیر مشروع را منع نموده است ،ولی از راه مشروع را تشویق نموده است وبا کسانی که رهبانیت می کنند واز نعمت های الهی به طور عاقلانه وشرعی بهره نمی برند ،مذمت می نماید .

 


اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! طیّبات را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد. (مائده ،۸۷)

 

طیّبات را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاكیها را تحریم مى كند(اعراف،۵۷)

 


راجع به تمتع و لذت و زمان اختصاصی صحبت کردیم و در این مقاله به ادامه ی بحث می پردازیم:

 

انسان در حین کار و زندگی روز مره خستگی روحی و جسمی پیدا می کند و نیاز مند به تمدید قوا می باشد ، همان گونه که غذا و آب و خواب موجب تمدید نیرو می شود ؛غریزه جنسی نیز از غرایزی است که خالق برای کسب آرامش در وجود زن و مرد قرار داده است .

 

 

ج ـ موجب آرامش


در قرآن علت خلقت زوج (همسر ) را به عنوان آرامش بخش یکدیگربودن بیان فرموده است :

 

از نشانه های او ،این است که همسرانی (جفت هایی ) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید ،و بین شما ( زن و شوهر ) مودّت و رحمت قرارداده است ؛ در این ، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند(روم ۲۱) .

 


در آیه سوره روم خدای متعال علت خلقت زوج(همسر ) را کسب آرامش وجلب مودت ورحمت بیان نموده است ؛ولی در آیه ۱۸۷سوره اعراف ضمن بیان علت خلقت همسر را «کسب آرامش » ،این آرامش را از همبستری با زوج خود (فَلَمَّا تَغَشَّئهَا) بیان کرده است :

 

هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنهَْا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیهَْا فَلَمَّا تَغَشَّئهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ

 

او خدایى است كه (همه) شما را از یك فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بیاساید. سپس هنگامى كه با او آمیزش كرد، حملى سبك برداشت(اعراف ،۱۸۷)

 


انسان در حین کار و زندگی روز مره خستگی روحی و جسمی پیدا می کند و نیاز مند به تمدید قوا می باشد ، همان گونه که غذا و آب و خواب موجب تمدید نیرو می شود ؛غریزه جنسی نیز از غرایزی است که خالق برای کسب آرامش در وجود زن و مرد قرار داده است . امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود زن را این گونه معرفی می نماید:

 

امّا حقّ همسرت این است كه بدانى، به راستى خداوند او را مایه آرامش و آسایش و همدم و پرستار تو قرار داده و بایسته است كه هر یك از شما [زن و شوهر] به سبب همسرش خداى را سپاس دارد و بداند كه این ارزانى خدا بر اوست(تحف العقول،ص ۲۶۲)

 

 

باربارا پیز در کتاب « آنچه زنان و مردان نمی دانند » آثار سازنده روحی و جسمی ارضای کامل جنسی را این گونه می گوید:

 

دلایلی مستدل وجود دارد که ارتباط جنسی برای سلامتی مفید است . این رابطه میزان تستوسترون را بالا می برد وبه واسطه آن استخوان و ماهیچه ها قوی می شود و تأمین کلسترول مفید تضمین می گردد .محقق مسایل جنسی ،خانم دکتر بوِرلی وابیل می گوید «در حین رابطه ی جنسی اندورفین که ماده طبیعی ضد درد در بدن است، ترشح می شود وتأثیر خوبی بر سر درد ،سرگیجه وآرتروزدارد».کمی پیش از اوج لذت جنسی ، هورمون dhea(دی هیدروپنیدرسترون )ترشح می شود که ادراک را تقویت می کند ،سیستم ایمنی بدن را قوی می سازد و از ایجاد تومور جلوگیری وبه استخوان سازی کمک می کند . در این هنگام مقدار زیادی اُکسی توسین در بدن زن آزاد می شود ، یعنی هورمونی که نیاز به آرامش ونزدیکی را باعث می شود .دکتر هارولد بلومفیلد در کتابش «قدرت پنجم » توضیح می دهد که استروژن تا چه حد به استحکام استخوان و فعالیت بهتر گردش خون کمک می کند . هورمون ها از قلب محافظت می کنند و بر طول عمر می افزایند ،به همین خاطر ارتباط جنسی بیشتر به معنی طول عمر بیشتر واضطراب کم تر است.

 


عدم ارضای نیازهای جنسی ،عامل دیگری برای اختلاف زن و شوهر است .عدم توجه به نیاز های جنسی یکدیگر که به ناتوانی ، بی میلی یا سرد مزاجی فرد مربوط می شود ،با لطمه به روابط زن وشوهر ،افراد را دچار عصبانیت ودلسردی نسبت به همسر و زندگی میکند و به تدریج موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه ودر نهایت افسردگی می شود .

 

 

دـ لباس همسران


آمیزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهایى كه روزه مى‏گیرید ، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یكدیگرید)(بقره،۱۸۷)

 

در آیه فوق خدا ضمن نَسخ حُکم حُرمت همبستری در ماه رمضان ،جواز آن را در شب های ماه رمضان صادر نمودند ؛ وسپس تعبیری زیبا نسبت به چگونگی ارتباط زن وشوهر بیان می نماید ،که زیباترین ولطیف ترین تشبیه برای ارتباط زن وشوهر می باشد ، زن ومرد را لباس یکدیگر بیان می فرماید (هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ) ومفسر بزرگ آیت الله جوادی آملی برای این تعبیر زیبای قرآن خواصی به شرح زیر در تفسیر خود بیان داشته اند:

 


۱) لباس مانع از آسیب است .ازدواج هر چند اطفای غریزه را به همراه دارد ؛لیکن صبغه ملکوتی آن صیانت از گناه وحراست از نگاه آلوده است .

 

۲) لباس عیوب انسان را می پوشاند آبرو را حفظ می کند . زن ومرد و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند وآبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ کنند .

 

۳) لباس ، انسان را از گرما وسرما و...حفظ می کند .زوجین نیز باید در حوادث تلخ وشیرین وگرم وسرد زندگی ،موجبات دلگرمی هم را فراهم کنند .

 

۴) میان لباس وکسی که آن را پوشیده رابطه ای تنگاتنگ وصمیمی است که بیگانه میان آن دو راه ندارد رابطه زوجین نیز باید چنین باشد تا بیگانه ای به درون زندگی آنان راه نیابد که به اسرارشان پی برده ،احیاناً فتنه گری کند.

 

۵) اعضای بدن با لباس در تماس است ولباس از تماس مستقیم آنها با بیرون ممانعت می کند .

 

۶) لباس مایه آرامش انسان است . زن و شوهر نیز موجب آرامش یکدیگر ند .قرآن از شب ،هم «لباس » تعبیر کرده است : وَ جَعَلْنَا الَّیْلَ لِبَاسًا(نبأ،۱۰) وهم به سکونت وآرامش (هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّیْلَ لِتَسْكُنُواْ فِیه)(یونس ،۶۷)این دوتعبیردر باره زوجین نیز آمده است .

 

۷) لباس آرایه انسان است و به وی زینت می بخشد . زن و شوهر نیز باید زینت یکدیگر باشند . زن وشوهر کنار هم موقعیتی در خانواده و اجتماع پیدا می کنند که در گذشته آن را نداشته اند ، از این رو به آنها با احترام بیشتری برخورد می شود. (صص ، ۴۶۱ـ۴۶۰).

 


در آیه فوق پس از ارتباط جنسی زن و شوهر ،خدای متعال لباس بودن این دو را مطرح می کند .به عبارت دیگر می توان از سیاق آیه نتیجه گرفت که از نتایج مؤثر و مثبت برقراری روابط جنسی ،لباس یکدیگر بودن می باشد ؛وتمامی خواص مطرح شده لباس،براثر ارتباط جنسی درست وصحیح زن وشوهر می باشد .

 

و در ضمن عدم ارضای جنسی موجب آسیب های فراوان فردی واجتماعی می شود،از جمله مطالبی که سالاری فر در کتاب « خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی » از کتاب « آسیب های اجتماعی ستیزه های خانواده طلاق »در مورد آثار سوءعدم ارضای جنسی در زندگی زناشویی واختلافات آنها این گونه نقل می کند :

 

عدم ارضای نیازهای جنسی ،عامل دیگری برای اختلاف زن و شوهر است .عدم توجه به نیاز های جنسی یکدیگر که به ناتوانی ، بی میلی یا سرد مزاجی فرد مربوط می شود ،با لطمه به روابط زن وشوهر ،افراد را دچار عصبانیت ودلسردی نسبت به همسر وزندگی میکند وبه تدریج موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه ودر نهایت افسردگی می شود . مشکل ترین وضعیت برای افرادی است که همسرشان دچار سرد مزاجی ،بی میلی جنسی یا نوعی اختلال جنسی است .این افراد به ممنوعت ها وشرایط اجتماعی ، اقتصادی و خانواده ،وابستگی به فرزندان و نگرانی نسبت به آینده ، به ناچار شرایط را با فشار تحمل می کنند . گاه ایرادگیری از هم ،نارضایتی از زندگی ،قهر های طولانی مدت ،کوبیدن یکدیگر ، تهدید به جدایی ،ابراز خستگی وتمارض ،از عوارض بر آورده نشدن نیاز های جنسی زن وشوهر است (ص،۱۳۶).

 


ه ـ ثواب اخروی


زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان كه بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش كنید. و اثر نیكى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید كرد و به مؤمنان، بشارت ده! (بقره ،۲۲۳)

 

علامه در تفسیر المیزان در ذیل این آیه « وَ قَدِّمُواْ لِأَنفُسِكمُ» علاوه برفرزند صالح ،برپیش فرستادن عمل صالح نیز بیان می کند :

 

بیانى كه از نظر خواننده گذشت این احتمال را تایید مى‏كند كه مراد از تقدیم براى خود از پیش فرستادن اعمال صالح است، براى روز قیامت، هم چنان كه در جایى دیگر فرموده: یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ"( روزى كه هر كسى به تماشاى آنچه از پیش فرستاده مى‏ایستد.) «سوره نبا آیه ۴۱» و نیز فرموده:" وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَیْرٍ، تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً" (و آنچه را از پیش براى خود فرستادید، نزد خدایش مى‏یابید، كه اگر خیر بود خیرتر شده، و اجرى عظیم دارد.)« سوره مزمل آیه ۲۰»

 

پس جمله:" وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ (از پیش براى خود بفرستید، و از خدا بترسید، و بدانید كه روزى آنچه را كرده‏اید خواهید دید) « از نظر سیاق نظیر آیه:" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ، وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ( اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از خدا بترسید و هر فردى نگران عملى باشد كه براى فردا از پیش مى‏فرستد، و از خدا بترسید، كه خدا به آنچه مى‏كنید با خبر است) « سوره حشر آیه ۱۸» مى‏باشد. ( ترجمه المیزان، ج‏۲، ص: ۳۲۱)

 

آیه در وهله اول منظور از عمل خیر فرستادن، « فرزند صالح » می باشد که با انجام کارهای خیر موجب رشد روحی والدین در زمان حیات و ممات آنها خواهد شد ،ولی علاوه براین با توجه به مطالب علامه طباطبایی ،به خوبی می توان نتیجه ثواب و اجراخروی نیز گرفت. دین اسلام به این روابط با دید مثبت نگاه می کند و حتی به آن رنگ معنوی وعبادی می دهد . اولیای دین در موارد متعدد از پاداش اخروی در روابط جنسی سخن می گفتند که تعجب افراد را بر می انگیخت .اولیای دین (ع) با معادل سازی پاداش روابط جنسی با برخی تکالیف دینی دشوار مانند جهاد ،ریزش گناهان وپاک شدن افراد ،به دنبال نگرش مثبت دینی به این رفتار در زن ومرد هستند که این امر باعث می شود آنان احساس مثبتی ازاین روابط داشته باشند و نشاط و لذت بیشتری برای آنها حاصل شود . تقویت این نگرش ، مانع بروز احساس گناه در اثر روابط جنسی در زن و مرد است (سالاری فر، ص۴۸).

 

 


برای نمونه بعضی از این احادیث را درذیل آورده ایم :


امام صادق می فرمودند که پیامبر وارد بر خانه ام سلمه شد و استشمام بوی خوشی نمود و فرمود آیا خانم حولاء آمده است ،گفتند اواینجاست،اواز شوهرش شکایت دارد ، پس حولاء بیرون آمد و گفت پدر ومادرم فدای شما شود ،شوهرم از من اعراض می کند و به من توجه ندارد ،پس فرمود : برایش بیشتر به خودت برس ؛گفت من بهترین عطر ها را استفاده می کنم و باز به من توجه ندارد ،فرمود :شاید نمی دانند با روکردن به تو چقدر ثواب برایش هست پرسید : با روی نمودن به من چه ثوابی برای اوست ؟ پیامبر (ص) فرمودند : وقتی به تو نزدیک می شود دو ملک او را احاطه می کنند و مانند کسی است که در راه خدا شمشیر می زند ،پس وقتی نزدیکی می کند گناهانش می ریزد مانند ریزش برگ درختان پس وقتی غسل می کند ،از تمام گناهان پاک می شود ( وسائل‏الشیعة ج : ۲۰ ص : ۱۰۹)

 


أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ إِلَّا الرِّهَانُ وَ مُلَاعَبَةُ الرَّجُلِ أَهْلَهُ

 

امام صادق (ع) می فرماید : ملائکه حاضرنمی شوند مگر در مسابقه اسب دوانی و وقتی مرد با همسرش ملاعبه وبازی می کند .

 


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ارْمُوا وَ ارْكَبُوا وَ أَنْ تَرْمُوا أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ تَرْكَبُوا ثُمَّ قَالَ كُلُّ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِی ثَلَاثٍ فِی تَأْدِیبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْیِهِ عَنِ الْقَوْسِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَإ ِنَّهُنَّ حَقّ

 

پیامبر اسلام (ص) فرمودند : تیر اندازی کنید واسب سواری نمایید ،تیر اندازی در پیش من از اسب سواری محبوب تر است سپس فرمودند: هر کار لهو مؤمن باطل است مگر در سه کار تأدیب اسب ،و تیر رها کردن از کمان و ملاعبه و بازی با همسرش پس این ها حق می باشند ( وسائل‏الشیعه ج : ۲۰ ص : ۱۱۹)

 


.......................................................................

قرآن

وسایل الشیعه ج ۲۰

تحف العقول

کافی ج ۵

مجموعه آثار شهید مطهری

تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی ج ۹

تفسیر المیزان علامه طباطبایی ج ۲

زن کامل تألف مارابل مورگان

آنچه زنان ومردان نمی دانند تألیف آلن وبارباراپیز

 

منبع: تبیان

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

 

 

 

دولت هيچ ممنوعيتي براي واردات اعمال نمي‌كند

 

معاون اول رييس جمهوري:

دولت هيچ ممنوعيتي براي واردات اعمال نمي‌كند

هرچند كه معاون اول رييس جمهوري در آستانه 29 مهرماه روز ملي صادرات با حضور در جمع فعالان بخش خصوصي بر آن بود تا تنها به موضوع صادرات بپردازد، اما اظهارات تعدادي از نمايندگان آنها مبني بر اينكه واردات برخي محصولات در حوزه كشاورزي ممنوع شده، منجر به واكنش وي شد و گفت: دولت هيچ ممنوعيتي را براي واردات به كشور اعمال نمي‌كند.

به گزارش خبرنگار اقتصادي ايرنا، 'محمدرضا رحيمي' شامگاه سه شنبه در نشستي چهار ساعته با حضور وزير بازرگاني و فعالان حوزه ي صادرات شامل بنگاه‌ها، تشكل‌ها، مجامع و اتحاديه هاي صادراتي و نمايندگان اتاق بازرگاني برآن بود تا تنها به موضوع صادرات بپردازد، اما در پاسخ به اظهارات برخي از حاضرين مبني براينكه واردات برخي محصولات كشاورزي ممنوع شده است، گفت: دولت هيچ ممنوعيتي را براي واردات به كشور اعمال نمي‌كند.

وي تصريح كرد: اتفاق هاي رخ داده در حوزه واردات ، فقط برداشت اشتباه از مديريت واردات توسط برخي مسئولان وزارت جهاد كشاورزي بود.

وي دراين نشست كه تحت عنوان 'بررسي فرصت ها ، چالش ها و وضعيت تجاري كشور ' برگزار شد، افزود: اگر براساس ماده 16 قانون بهره وري بخش كشاورزي اختياراتي به وزارت جهاد كشاورزي داده شده، بدان معنا است كه اين وزارتخانه بايد ليست كالاهاي مورد نظر خود را براي ايجاد برخي محدوديت ها با هدف حمايت از توليد به وزارت بازرگاني ارايه كند و پس از بررسي در اين وزارتخانه ، تصميمات مقتضي اتخاذ شود.

وي تاكيد كرد: برداشت نادرست از قانون بهره وري بخش كشاورزي موجب شد تا دستورالعملي در خصوص واردات تعدادي اقلام به گمرك داده شود و پس از بروز مسايلي درگمرك، اين مسئله تصحيح شد.

رحيمي با رد برخي اظهارات مبني براينكه واردات از برخي كشورها ممنوع شده است، خطاب به بازرگانان شركت كننده در اين نشست گفت: اگر مي توانيد كالاهاي مورد نياز خود را حتي از كشورهاي تحريم كننده ايران با قيمت مناسب وارد كنيد، هيچ كس نمي تواند مانع شما شود .

معاون اول رييس جمهوري با بيان اينكه بايد دولت و صادركنندگان اهدافي چون اعتلاي كشور ، تامين مصالح نظام و اعتماد سازي براساس مديريت سالم را افق پيش روي خود قرار دهند، افزود: بايد در كنار هم در مقابل آنچه كه با نام تحريم تلاش دارد به اقتصاد كشور ضربه زند ، محكم بايستيم.

** جايزه به واردكنندگان غير از كشورهاي تحريم كننده

وي سپس به تصميمات ستاد تدابير ويژه مقابله با تحريم در دولت اشاره كرد و گفت : رفع مشكلات صادركنندگان و كمك به تسهيل فعاليت هاي آنها در ديگر كشورها از هدف هايي است كه اين ستاد پيگيري مي كند .

رحيمي با استناد به يكي از پيشنهادات ستاد تدابير ويژه عنوان كرد: بايد به تمام تاجراني كه بتوانند كالاهاي مورد نياز خود را از طريق كشورهايي غير از تحريم كنندگان با قيمت مناسب خريداري كنند ، جايزه بدهيم.

وي با بيان اينكه تحريم با هدف ورشكستگي شركت هاي ايراني پي ريزي شده است ، ادامه داد: هرچند كه دشمنان جمهوري اسلامي نقشه هاي متعددي براي تضعيف كشور كشيده‌اند، اما دولت و بخش خصوصي با تعاملي سازنده به شناسايي مسائل حوزه ي تجارت پرداخته و از طريق حل آن در دستگاه هاي ذيربط فعاليت در حوزه ي تجارت را تسهيل مي كنند.

به اعتقاد معاون اول رييس جهموري ايجاد نارضايتي از طريق بيكاري، ناكارامد نشان دادن دولت ، انزواي سياسي ايران در منطقه و جهان ، اختلاف در صادرات و واردات براي خارج كردن ايران از رقابت جهاني ، ايجاد گراني ، بالابردن هزينه توليد و دشواري در تهيه كالا و كاهش نفوذ وقدرت ايران در صحنه هاي بين المللي از عمده ترين اهداف تحريم ايران است .

معاون اول رييس جمهوري ادامه داد: هر چند كه مشكلاتي چون گشايش اعتبار براي صادر كنندگان در برخي كشورها ايجاد شده، اما بسياري از راهها براي دور زدن تحريم از جمله مسائل بانكي انديشيده شده است كه ازطريق مسئولان ذيربط اطلاع رساني مي شود.

** حمايت دولت از بدهكاران خوش حساب بانكي

وي سپس خطاب به صادر كنندگان گفت : تصور نكنيد كه دولت بدون برنامه ريزي براي حمايت از بخش هاي توليد وصادرات تصميم به اجراي قانون هدفمند سازي يارانه ها كرده است ، بلكه تمام حمايت ها صورت مي گيرد و حتي اگر لازم باشد به برخي بنگاه ها تا صدرصد يارانه اختصاص مي يابد .

رحيمي درباره معوقه هاي بانكي صادركنندگان نيز گفت : بايد در نشستي با مسئولان بانك مركزي ضمن مشخص شدن دلايل ناتواني صادركنندگان در بازپرداخت ها به بدهكاران خوش حساب فرصت داده شود و حتي اگر نياز به وام ديگري نيز دارند از كمك به آنها با هدف تقويت چرخه اقتصادي دريغ نشود.

معاون اول رييس جمهوري همچنين يادآور شد كه تعدادي با سوء استفاده از شرايط بدهي خود را پرداخت نمي كنند.

وي با تاكيد بر برگزاري جلسات بعدي با حضور نمايندگان توليدكنندگان و صادر كنندگان تصريح كرد: بايد مسائل را شنيد و به حل آنها اقدام كرد.

** جلسات صبحانه خوري اتاق مشكلي را از بخش خصوصي حل نمي كند

معاون اول رييس جمهوري همچنين با بيان اينكه دولت نقش مهمي را براي افزايش درصد مشاركت بخش خصوصي در واگذاري ها قائل است، گفت: اين موضوع را قبلا براي رييس اتاق بازرگاني وصنايع و معادن ايران مطرح كردم ، اما استقبالي از سوي وي نشد.

وي با بيان اين جمله كه بايد بخش خصوصي و دولت نسبت به هم اعتماد داشته باشند، افزود: ضروري است توانمندي هاي بخش خصوصي بويژه در اتاق بازرگاني نشان داده شود.

رحيمي نسبت به نحوه ي حل مسائل صادركنندگان در اتاق بازرگاني انتقاد كرد و گفت: با برگزاري جلسات صبحانه با وزرا نمي توان مشكل تجارت را حل كرد .

به گزارش ايرنا ، 'مهدي غضنفري' وزير بازرگاني نيز در سخناني با بيان اينكه برگزاري نشست هاي ويژه با معاون اول رييس جمهوري به معناي ناديده گرفتن وظايف اين وزارتخانه در حل مسائل صادركنندگان نيست ، افزود: بايد همچون گذشته با انجام وظايف خود راه را براي هموار كردن مسير طي كرد .

وي گفت : هدف اصلي آن است كه اگر برخي مسائل از طريق وزارت بازرگاني حل نمي شود ، از معاون اول رييس جمهوري كمك خواسته شود و اگرنه قرار نيست فعاليت هاي سازمان توسعه تجارت تعطيل شود.

وزير بازرگاني از رحيمي به عنوان نماينده تام الاختيار رييس جمهوري براي حل مسائل صادر كنندگان نام برد وابراز اميدواري كرد تا پس از تعيين نمايندگان بخش هاي مختلف جلسات منظمي با رحيمي براي حل مشكلات كنوني برگزار شود .

يادآور مي‌شود: دراين جلسه همچنين مقرر شد پس از تشريك مساعي سازمان توسعه تجارت با بخش خصوصي سه گروه 10نفره كه در هر گروه نماينگان بنگاه ها ، تشكل هاي بخش خصوصي و اتاق هاي بازرگاني حضور دارند ،براي برگزاري جلسات ويژه با معاون اول رييس جمهوري تعيين شوند ...../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

 

 

10کلید تقویت روحیه


1) خود را بشناسيد :


امروزه پيشنهاد سقراط كه در قرن پنجم قبل از ميلاد در آن متني بر خودشناسي ارائه شد به قوت خود پا برجاست.‌ اهداف، احساسات و محدوديت هاي خويش را بشناسيد و با آرامش با آنها برخورد نماييد. خواه از طريق مطالعه، خواه از طريق انديشيدن و تفكر. سعي نماييد بعضي از راه‌هايي كه باعث شناخت شما از خودتان و اينكه چه چيزهايي شما را خوشحال مي‌كند، پيدا كنيد.‌ چنانچه به اين توصيه عمل كنيد، بهتر قادر به كنترل زندگي و مشكلات پيش روي خود خواهيد بود.‌

 


2 ) به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد :‌

 

ممكن است سخت به نظر برسد اما سعي كنيد رفتارتان گوياي اين باشد كه از خودتان مواظبت مي‌كنيد.‌ حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان مي‌كنيد، برخورد و رفتار مثبت را به دنياي اطراف هديه دهيد. برخورد مردم با شما، متاثر از رفتار و پوشش شماست. ‌بنابراين خود ارزشي و خود اعتمادي را به نمايش بگذاريد تا احترام را براي شما به ارمغان آورد.‌

 


3 ) بيش از حد توانتان كار نكنيد :

 

همه ما با سخت كوشي، خواهان تامين امنيت و رفاه خانواده مان هستيم. اما مهم اين است كه تعادل را در زندگي حفظ كنيم.‌ معمولا آن چه از نظر مالي دنبال مي‌كنيم با آن چه كه تحقق مي‌يابد يكسان نيست. اگر براي شما تامين معاش مهم‌تر از صرف وقت با عزيزان يا لذت بردن از زندگي است، بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري كنيد. سعي كنيد برقراري تعادل را از كسي كه بين زندگي شغلي و خانوادگي اش اين توازن را ايجاد كرده، بياموزيد يا اينكه با خانواده يا دوستانتان راجع به تاثيرات شغلي تان بر روي آن ها صحبت كنيد.‌



4 ) از افراد منفي دوري كنيد :

 

از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتي، عصبانيت يا ناامني ايجاد مي‌كند، اجتناب كنيد. ممكن است سخت به نظر آيد اما ارتباط خويش را باكساني كه براي شما افسردگي به ارمغان مي‌آورند به حداقل برسانيد؛ كساني كه اكثرا محبت‌هاي دريافتي را بدون پاسخ مي‌گذارند و يا كساني كه دائما از شما انتقاد مي‌كنند.‌ صداقت سخنان چنين افرادي را مورد ارزيابي قرار دهيد تا ببينيد كه ميزان حقايق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباط مثبت و خوشبينانه است. اگر كساني شما را تحت فشار رواني قرار مي‌دهند صريحا از آنها بخواهيد شما را رها نمايند.‌

 


5 ) مثبت فكر كنيد :

 

سعي كنيد از حداكثر توانايي هايتان استفاده كنيد و به قدرت خويش اتكا نماييد. علايق شخصي تان را با مطالعه و گذراندن كلاس‌ها توسعه دهيد.‌علايق جديد را امتحان كنيد و شكست هايتان را به كار گيريد. همه ما بخشي از اوقاتمان را از دست داده ايم اما افراد موفق از شكست هايشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند.‌اگر شما توانايي هايتان را به خوبي توسعه دهيد و نقش مثبتي داشته باشيد واقعا قادر به تغيير موقعيت هاي منفي به موقعيت هاي مثبت خواهيد بود.‌

 


6 ) ورزش ورزش ورزش :

 

يك رژيم غذايي مناسب و قدري فعاليت بدني روزانه اعم از اينكه پياده روي آرام باشد يا كار بيرون، فشار و اضطراب را تخفيف مي‌دهد و روحيه را شاداب نگه مي‌دارد.‌ ورزش و تمرينات بدني، افراد را از احساس برتري طلبي رهايي و توانايي هاي سركوب شده ذهن را ترقي مي‌دهد. همين امر منجر به جلوگيري از افسردگي مي‌شود. براي اشخاص متفاوت، ورزش‌هاي مناسب آنها وجود دارد. تمرينات كششي و يوگا براي تخفيف فشار بسيار مناسبند. البته ورزش بيرون از منزل فوايد مضاعفي دارد؛ براي مثال نور آفتاب در بهبود روحيه و تخفيف افسردگي مفيد مي‌باشد.

 


7 ) بخشي از اوقاتتان را تنها بگذرانيد :

 

لذت از جمع دوستان و تنهايي، دو بخش از زندگي هستند كه براي تقويت روحيه بسيار مهم مي‌باشند. به عنوان مثال، علاوه بر گذراندن دقايقي در حمام، گوش دادن به موسيقي يا بيرون رفتن از منزل به قصد لذت بردن از طبيعت، زماني را هم براي لذت بردن از تنهايي خويش صرف كنيد. ‌چنانچه اين امر را سخت يافتيد، ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوري كنيد.‌



8 ) به ديگران كمك كنيد و اجازه دهيد ديگران هم به شما كمك كنند‌ :

 

وقتي مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر مي‌رسند، نشان دهيد كه كمك ديگران مي‌تواند اضطراب و دلواپسي شما را برطرف كند، بنابراين مشكلاتتان را كاملا در منظر ديگران قرار دهيد. كمك بلاعوض در مسائل اجتماعي يا كمك به دوستان نيز مي‌تواند به سود شما تمام شود. ‌اگر در مقابل كمكي كه دريافت كرده‌ايد به همان ميزان به ديگران مساعدت نماييد دامنه مناسبي از دوستان و اقوامي را بسط داده‌ايد كه شريك اوقات خوش شما و مددكاران زمان تنگي و سختي تان مي‌باشند.‌

 


9‌ ) ارتباط و مراودات :

 

با روشي روشن و در عين حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را به خانواده و دوستان بيان كنيد و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهيد. هرگز خود را تحت فشاري كه ناشي از عدم بيان احساساتتان است قرار ندهيد. چرا كه اين فشار، انفجار ناگهاني در پي خواهد داشت و ديگران بدون كوشش و تلاشي شمارا خواهند ناخت.‌ عصبانيتي را كه باعث پريشاني و دانستن نقاط ضعف شما مي‌شود، كنترل كنيد. هرگز اجازه ندهيد ديگران ذهن شما را بخوانند.‌



10 ) موقع احتياج، كمك بطلبيد :

 

افرادي را پيدا كنيد كه هنگام بروز مشكلات بتوانيد با آنها مشورت كنيد. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشكلات‌تان همچنان طاقت فرسا جلوه مي‌نمايد و احساس عدم آرامش مي‌كنيد، با مشاوريني صحبت كنيد كه خواهان كمك و ياري به شما هستند. اگر احساس عدم امنيت، نگراني يا ناراحتي و پريشاني مي‌كنيد فورا از يك مشاور متخصص كمك بطلبيد.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

 

 

پدیده بیش فعالی کودکان علت ژنتیک دارد

 

یافته های اخیر دانشمندان نشان می دهد که پدیده بیش فعالی کودکان علت ژنتیک دارد.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از  شبکه تلویزیونی بی بی سی، پژوهشگران دانشگاه کاردیف در انگلیس در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که عارضه بیش فعالی همراه با نداشتن تمرکز ، که ای دی اچ دی نامیده می شود نتیجه اختلالات مغزی همچون عارضه اوتیسم است.

پیش از این تصور می شد که بیش فعالی در واقع نوعی شیطنت در بین کودکان است و علت ان نیز تربیت غلط انها توسط والدین می باشد...../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

 

 

نماينده آژانس درايران مقررات مربوط به بازرسي ها را نقض كرد

احمدي نژاد در گفت و گو با شبكه خبري اي بي سي آمريكا:

نماينده آژانس درايران مقررات مربوط به بازرسي ها را نقض كرد/ سكينه محمدي به سنگسار محكوم نشده است

نيويورك - رييس جمهوري اسلامي ايران گفت: آژانس بين المللي انرژي اتمي در پرونده ايران قانون را رعايت نكرد و نماينده آژانس مقررات مربوط به بازرسي ها را نقض كرد.

به گزارش خبرنگار اعزامي ايرنا، آقاي محمود احمدي نژاد در بدو ورود به نيويورك در مصاحبه اختصاصي با شبكه اي بي اس امريكا كه در محل اقامت رييس جمهور صورت گرفت، در پاسخ به سووالي درباره گزارش اخير آژانس و اخراج ماموران آن افزود: اگر مامور آژانس از وظايف خود تخطي كند اسناسنامه اين اجازه را داده است تا حضور مامور متخلف ممنوع شود.

وي با بيان اينكه ايران به همه قوانين آژانس احترام گذاشته و همه فعاليت ها بادوربين ها كنترل مي شود، گفت : حتي جابه جايي مواد در بحث هاي هسته اي ايران پس از توزين بررسي مي شود و اين كنترل ها جاب هيچ شك و شبهه اي را باقي نمي گذارد.

احمدي نژاد با اشاره به اينكه ماموران آژانس با انتشار اطلاعات هسته اي ايران تخلف كردند، افزود : ماموران گزارش هاي خلاف واقع منتشر كردند تا جايي كه و موجب سياسي شدن پرونده ايران شد.

رييس جمهور كشورمان با بيان اينكه آژانس در گزارش اخير خود به هيچ بندي استناد نمي كند و فقط به دنبال كلي گويي است گفت : اظهارات مدير كل آژانس بايد قانوني و مستند باشد .

وي افزود : بسياري از كشورها از جمله آمريكا فعاليت غير صلح آميز هسته اي دارند ولي هيچ رفت و آمد و گزارشي در اين باره داده نمي شود.

احمدي نژاد تاكيد كرد: آژانس اعتبار خودرا با اعمال نفوذها و گزارش هاي ناعادلانه مخدوش كرده است .

** تحريم ها اهميتي براي ملت ايران ندارد

وي در پاسخ به سووالي درباره تحريم ها نيز گفت : اين تحريم ها براي ملت ايران اهميتي ندارد زيرا آنان بيشتر خود را تحريم كردند و اين كار ، اقدامي غيرعادلانه در معادلات جهاني است.

رييس جمهور كشورمان همچنين با تاكيد بر اينكه آنان به ملت ايران جفا و توهين كرده اند ، گفت: يقين داريم كه پيشرفت اقتصادي ايران، با اين تصميم غلط آنان بيشتر خواهد شد، زيرا مردم ايران به خوبي مي داند چگونه تهديدها را به فرصت تبديل كند.

آقاي احمدي نژاد تصريح كرد وقتي اروپايي ها رابطه خود را قطع مي كنند، اين اروپايي ها هستند كه ضرر مي كنند زيرا ما سي سال است كه بخوبي ياد گرفته ايم چگونه نيازهاي خود را رفع كنيم.

وي با بيان اينكه نود و پنج درصد اقتصاد ايران در داخل توليد و مصرف مي شود و تنها بخش ناچيزي از آن نياز به مبادلات دارد، تصريح كرد: اين چه روشي است كه عده اي براي اداره دنيا، هرجا كه احساس ضعف و كمبود مي كنند، قلدرانه و با توسل به زور، از اختياراتي مانند وتو استفاده مي كنند.

آقاي احمدي نژاد گفت: آنان بايد بدانند دوره اين روش ها به پايان رسيده است، زيرا ملت ايران زير بار هيچ حرف يا عمل غير منطقي نمي رود.

وي افزود: آنها اگر فكر مي كنند اين اقدامات مي توانند در مسير پيشرفت ملت ايران اثر منفي بگذارند، حتما در اشتباهند.

** سكينه محمدي به سنگسار محكوم نشده است

رييس جمهور كشورمان در ادامه اين مصاحبه خبري در پاسخ به سئوالي درباره پرونده سكينه محمدي آشتياني نيز گفت: چرا موضوع يك ايراني به اين ميزان براي مسوولان آمريكايي مهم مي شود اين خانم به هيچ وجه به سنگسار محكوم نشده است، خبري كه در رسانه هاي آمريكايي منتشر شده كاملاً جعلي است و اين تاثير همان چيزي است كه متاسفانه دولتمردان آمريكايي به دنبال خبر منفي و غير واقعي از ايران هستند.

آقاي احمدي نژاد با بيان اينكه پرونده اين خانم در دستگاه قضايي كشور در حال پيگيري است ، تصريح كرد: اگر اين فرد محكوم هم شده باشد، مي تواند با اعتراض، مراحل چهارگانه تجديد نظر خواهي را طي كند، بنابراين وقتي حكمي صادر نشده است، چطور مي تواند، انتشار خبر سنگسار واقعي باشد.

وي افزود: يك شخص در آلمان با انتشار خبرهاي كذب در اين باره، سروصدايي ايجاد كرد و اين موضوعي بر عليه ايران شد.

آقاي احمدي نژاد اين قبيل برخوردهاي غيرواقعي را غلط و حساسيت نابجا به آن را نيز اشتباه خواند و گفت: در مقابل كساني كه در عراق يك ميليون نفر و در افغانستان بيش از يكصد هزار نفر را كشتند، امروز طرفدار خانمي شده اند كه بر اساس خبر جعلي، طرفدار حقوق بشر مي شود.

وي با بيان اينكه اين روشها در اين دوره شكست خورده است، تاكيد كرد: ما به روش هاي دولت آمريكا در افغانستان در عراق مخالف و معترض هستيم.

رييس جمهور كشورمان در بخش ديگري از اين مصاحبه خبري گفت: ما در دولت حتي علاقه مند نيستم تا يك نفر مجازات و حتي تنبيه شود ولي در آمريكا افراد به راحتي با سم و وسايل الكترويكي مجازات و كشته مي شوند.

وي افزود : در ايران قوه قضاييه مستقل و زير نظر دولت نيست.

** اگر قرار بود پرونده اي تشكيل شود، پارسال تشكيل مي شد

آقاي احمدي نژاد در ادامه در پاسخ به سووالي درباره تشكيل پرونده براي موسوي و كروبي در ايران گفت : اگر درباره اين افراد قرار بود پرونده اي تشكيل شود بايد اين كار پارسال انجام مي شد بنابراين آنها هم آزاد هستند البته تخلف هايي را مرتكب شدند كه بايد دراين باره قوه قضاييه اظهار نظر كند و ما دخالت نمي كنيم .

وي افزود : اين افراد رقباي من در دوره انتخابات هستند و نشريه و سايت هايي در اختيار دارند كه مدام از طريق آنها اطلاع رساني مي كنند.

** ديدگاه ضد يهود نداريم

رييس جمهور كشورمان در پاسخ به سووالي درخصوص اظهارت اخير فيدل كاسترو گفت : ما هيچ گاه ديدگاه ضد يهود نداريم زيرا افراد بسياري از اين اقليت ها در ايران زندگي مي كنند و ما فقط درباره هولوكاست دو سووال مطرح كرديم و هيچ گاه از كسي پاسخي نشنديم .

وي افزود : اينكه در اين باره كسي اظهار نظري كرده براي ما مهم نيست زيرا مردم ايران ديدگاه نژادي هيچ زماني نداشته و امروز بدترين نژاد پرستي در فلسطين اتفاق افتاده تا جايي كه رسماً اعلام مي كنند كه ما نژاد برتر هستيم و ما معتقديم كه آنها يهودي نيستند و فقط به دنبال آواره كردن بيش از يك ميليون نفر هستند.

** ايران جامعه اي چند صدايي است

رييس جمهور كشورمان در پاسخ به سووالي درباره مسائل داخلي ايران نيز گفت: ملت رشيد ايران در سي سال گذشته با يكديگر متحد است و اين اتحاد در سخنان امام و رهبري همواره متبلور شده است.

وي افزود: ايران جامعه اي آزاد است و هركس حق اظهار نظر دارد، بنابراين جامعه اي چند صدايي است، برخلاف جامعه آمريكا كه به تك صدايي عادت كرده است.

آقاي احمدي نژاد همچنين درباره اظهار نظر اخير وزير امور خارجه آمريكا درباره امور داخلي ايران نيز گفت: من به اين خانم توصيه مي كنم قبل از صحبت درباره هر موضوعي، ابتدا مطالعه و پس از فكر كردن، اظهار نظر كند.

وي افزود: بودجه نظامي آمريكا در سال جاري ميلادي ، 1003 ميليارد دلار تصويب شده است، در حاليكه اين بودجه در ايران از رقم ده ميليارد تومان تجاوز نمي كند.

رييس جمهور كشورمان در ادامه اين مطلب تصريح كرد: بودجه نظامي آمريكا با كل بودجه نظامي جهان برابري مي كند و اين به آن معناست كه تلقي آمريكايي ها از نظامي بودن ايران ، درست نيست.

آقاي احمدي نژاد افزود: چگونه مي شود ادعا كرد كه در ايران نظامي ها حاكم شده اند در حاليكه در انتخابات اخير حدود هشتاد و پنج درصد واجدان شرايط ، مشاركت داشتند، آيا همه اين افراد نظامي هستند؟

وي تصريح كرد: ادعا مشكلي را حل نمي كند، اگر تفكر جديد در آمريكا آمده است تا دوران بوش را نجات دهد، بايد روش قبلي را كنار گذارد و اكنون توضيح دهد كه در افغانستان، عراق و آفريقا چه كار مي كند.

** آماده گفت و گو در شرايط عادلانه هستيم

رييس جمهور كشورمان درباره مباحث اخير در خصوص موضوع گفتگوهاي ايران و آمريكا نيز گفت: اين من بودم كه از اوباما براي گفتگو دعوت كردم، حتي به وي نامه نوشتم، اما پاسخي دريافت نكردم و حتي اعلام آمادگي كردم براي صبحت با وي در حضور ديگران در سازمان ملل متحد و در تازه ترين اقدام نيز سارا شورد آزاد شد، اما پاسخ چنداني دريافت نشد.

آقاي احمدي نژاد در پايان تصريح كرد: جمهوري اسلامي ايران همواره آمادگي گفت و گو و مذاكره را در شرايط عادلانه دارد...../تحلیل:ایرنا



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام اذا احزنه امر ‌او‌ اهمته الخطايا   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام والامقام عليه الصلوه ‌و‌ السلام وقتى ‌كه‌ محزون ‌مى‌ نمود ‌او‌ ‌را‌ كارى ‌يا‌ اينكه خطايا ‌او‌ ‌را‌ مهموم ‌مى‌ نمود بدانكه انسان بصير ‌را‌ هيچ چيز محزون ‌تر‌ ‌و‌ مغموم ‌تر‌ ‌از‌ معاصى ننمايد.  
يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كفايت كننده ‌ى‌ تنهاى ضعيف ‌و‌ ‌اى‌ نگهدارنده ‌ى‌ ‌از‌ چيزى ‌كه‌ باعث خوف است تنها نموده است مرا معاصى ‌پس‌ نيست مرا رفيقى ‌و‌ ناتوان شده ‌ام‌ ‌از‌ اثر غضب ‌تو‌ ‌پس‌ نيست تقويت كننده ‌ى‌ مرا نازل شدم ‌بر‌ خوف ملاقات ‌تو‌ ‌پس‌ ساكن كننده ‌ى‌ نبود خوف مرا ‌و‌ كيست آنكه ايمن تواند نمود مرا ‌از‌  
يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كفايت كننده ‌ى‌ تنهاى ضعيف ‌و‌ ‌اى‌ نگهدارنده ‌ى‌ ‌از‌ چيزى ‌كه‌ باعث خوف است تنها نموده است مرا معاصى ‌پس‌ نيست مرا رفيقى ‌و‌ ناتوان شده ‌ام‌ ‌از‌ اثر غضب ‌تو‌ ‌پس‌ نيست تقويت كننده ‌ى‌ مرا نازل شدم ‌بر‌ خوف ملاقات ‌تو‌ ‌پس‌ ساكن كننده ‌ى‌ نبود خوف مرا ‌و‌ كيست آنكه ايمن تواند نمود مرا ‌از‌  
تو ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ مرا ترساندى ‌و‌ ‌كه‌ يارى تواند نمود مرا ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ تنها گذاردى مرا ‌و‌ كيست آنكه مرا قوت تواند داد ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ ناتوان كردى مرا   بدانكه انسان بعد ‌از‌ اينكه ‌در‌ مقام اطاعت برآمد ‌و‌ محل عنايت خدا گرديد ‌از‌ براى ‌او‌ است رفقا ‌از‌ ملائكه، ‌و‌ اعمال خوب ‌كه‌ ‌از‌ براى ‌او‌ است مجسم شود ‌و‌ ‌او‌ طالب شود ‌كه‌ لقاء رب خود نمايد همينكه ‌در‌ مقام طغيان برآمد ‌و‌ غضب خدا ‌بر‌ ‌آن‌ باشد ‌او‌ تنها ‌و‌ ‌بى‌ ‌كس‌ ‌و‌ خايف ‌از‌ لقاى خدا باشد ‌و‌ هيچ ‌كس‌ نتواند ‌كه‌ امرى ‌از‌ براى ‌او‌ صورت دهد ‌و‌ اين مطلب منافات ‌با‌ شفاعت ندارد زيرا ‌كه‌ شفعاء شفاعت ننمايند مگر بعد ‌از‌ اذن ‌و‌ رضاى خدا.   ‌و‌ لذا ‌در‌ بعضى ‌از‌ روايات است ‌كه‌ ‌در‌ ‌حق‌ بعضى عصاه ‌كه‌ چون طلب شفاعت ‌از‌ ايشان ‌در‌ ‌آن‌ عالم كنند معذرت جويند ‌و‌ گويند كه: ‌از‌ ‌ما‌ كسى نمى شنود ‌و‌ گوش نكنند شاهد ‌بر‌ مقال قول ‌او‌ است.  
تو ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ مرا ترساندى ‌و‌ ‌كه‌ يارى تواند نمود مرا ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ تنها گذاردى مرا ‌و‌ كيست آنكه مرا قوت تواند داد ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ ناتوان كردى مرا   بدانكه انسان بعد ‌از‌ اينكه ‌در‌ مقام اطاعت برآمد ‌و‌ محل عنايت خدا گرديد ‌از‌ براى ‌او‌ است رفقا ‌از‌ ملائكه، ‌و‌ اعمال خوب ‌كه‌ ‌از‌ براى ‌او‌ است مجسم شود ‌و‌ ‌او‌ طالب شود ‌كه‌ لقاء رب خود نمايد همينكه ‌در‌ مقام طغيان برآمد ‌و‌ غضب خدا ‌بر‌ ‌آن‌ باشد ‌او‌ تنها ‌و‌ ‌بى‌ ‌كس‌ ‌و‌ خايف ‌از‌ لقاى خدا باشد ‌و‌ هيچ ‌كس‌ نتواند ‌كه‌ امرى ‌از‌ براى ‌او‌ صورت دهد ‌و‌ اين مطلب منافات ‌با‌ شفاعت ندارد زيرا ‌كه‌ شفعاء شفاعت ننمايند مگر بعد ‌از‌ اذن ‌و‌ رضاى خدا.   ‌و‌ لذا ‌در‌ بعضى ‌از‌ روايات است ‌كه‌ ‌در‌ ‌حق‌ بعضى عصاه ‌كه‌ چون طلب شفاعت ‌از‌ ايشان ‌در‌ ‌آن‌ عالم كنند معذرت جويند ‌و‌ گويند كه: ‌از‌ ‌ما‌ كسى نمى شنود ‌و‌ گوش نكنند شاهد ‌بر‌ مقال قول ‌او‌ است.  
يعنى: امان ‌و‌ پناه نمى دهد ‌اى‌ خداى ‌من‌ مگر پروردگار ‌بر‌ پروريده ‌ى‌ خود.   يعنى: غير امان ‌او‌ نفع ندارد ‌مى‌ شود ‌كه‌ نقض شود مگر امان خالق ‌كه‌ احدى ‌را‌ قدرت ‌بر‌ نقض ‌او‌ نيست.   يومن: ‌از‌ امان ‌به‌ معنى پناه.  
تقدم: مستثنى ‌بر‌ مربوب ‌و‌ مغلوب ‌و‌ مطلوب نمود ‌و‌ نفرمود لايجير على مربوب الا رب چنانچه ‌در‌ بعض ادعيه ‌و‌ غيره است نكته ‌ى‌ ‌او‌ افاده نمودن امان ‌و‌ اجاره ‌و‌ اعانه نافعه است ‌نه‌ مطلقا.  
در دست ‌تو‌ است ‌اى‌ خداى ‌من‌ تمام اين سببها يعنى غالبيه ‌و‌ ربيه ‌و‌ طالبيه.   مراد ‌به‌ طالب ‌آن‌ است ‌كه‌ مطلوب ‌از‌ ‌آن‌ نتواند فرار كند ‌و‌ اين طالب نيست مگر خداى تعالى.   ‌هر‌ ‌دو‌ اسم مكانند.   ‌پس‌ درود فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ پناه ‌ده‌ گريز مرا ‌و‌ جاى آور مطلب مرا.  
اللغه: خطر ‌به‌ معنى منع، سبب ‌به‌ معنى وسيله.   جسيم: عظيم ‌و‌ بزرگ، اگر كسى تامل كند ‌در‌ عبارت شريف امام ‌كه‌ عرض كند اگر ‌تو‌ برگردانى ‌از‌ ‌من‌ روى خود ‌را‌ ‌و‌ منع نمائى ‌از‌ ‌من‌ روزى خود ‌را‌ ‌و‌ فضل خود ‌را‌ ‌و‌ قطع فرمائى ‌از‌ ‌من‌ وسيله ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌و‌ نمى يابم راه ‌به‌ سوى چيزى ‌از‌ آرزوى خود غير ‌تو‌ ‌و‌ قادر نيستم ‌بر‌ آنچه ‌در‌ نزد ‌تو‌ است ‌به‌ يارى سواى تو، خواهد  
نكات ‌و‌ دقايقى ‌از‌ ‌آن‌ عبارت شريف فهميد فتامل.   ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌من‌ بنده ‌ى‌ توام ‌و‌ ‌در‌ قبضه ‌ى‌ توام ‌و‌ موى پيشانى ‌من‌ ‌در‌ دست ‌تو‌ است.  
نيست امرى مرا ‌با‌ امر ‌تو‌ يعنى اگر مشيت ‌تو‌ قرار گيرد ‌بر‌ امرى مرا قدرت مخالفت ‌تو‌ نيست.   نافذ است ‌در‌ ‌من‌ حكم تو.   يعنى نمى توانم خواهش ‌تو‌ ‌را‌ برگردانم ‌و‌ باب استفعال ‌در‌ مقام منسلخ ‌از‌ معنى طلب است ‌اى‌ ‌لا‌ اميل.   يعنى: نمى رسم ‌من‌ ‌به‌ چيزهائى ‌كه‌ نزد ‌تو‌ است مگر ‌به‌ بندگى نمودن ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ زيادتى مهربانى تو، بدان ‌كه‌ آنچه نزد خداى عزوجل است ‌از‌ نعمت ‌و‌ خوبى ‌از‌ امور دنيويه ‌و‌ اخرويه امت ‌و‌ ‌هر‌ ‌چه‌ ‌مى‌ رسد ‌به‌ بندگان ‌او‌ ‌از‌ لطف ‌و‌ كرم ‌او‌ است لكن آنچه ‌در‌ نزد ‌او‌ است ‌از‌ نعم دنيويه رسيدن ‌او‌ ‌به‌ بنده موقوف ‌به‌ بندگى ‌او‌ نيست بلكه انعام ‌و‌ اكرام ‌به‌ ‌هر‌ نفسى ‌از‌ نفوس نمايد ‌از‌ مطيع ‌و‌ غير مطيع.   ‌و‌ اما نعم اخرويه ‌از‌ حور ‌و‌ قصور ‌و‌ رضوان ‌و‌ بهشت رسيدن ‌به‌ آنها بدون  
بندگى شايد نشود بلكه ‌مى‌ گوئيم: ‌آن‌ نعم قرار داده شده است ‌از‌ براى خوبان ‌و‌ نيكان ‌پس‌ چگونه شود ‌به‌ غير داده شود، حضرت امام زين العابدين عليه السلام ‌با‌ ‌آن‌ جلال ‌و‌ بزرگى ‌مى‌ گويد ‌به‌ خدا كه: نتوانم رسيد ‌آن‌ مرتبه ‌را‌ مگر ‌به‌ بندگى نمودن ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ فضل رحمت تو.   جهله اين زمان بندگى نمودن ‌را‌ انداخته اند ‌و‌ اعتقادشان ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌به‌ فضل رحمت ‌او‌ ‌به‌ مراتب عاليه ‌مى‌ رسيم لكن نفهميده اند ‌كه‌ فضل رحمت ‌به‌ ‌هر‌ ‌كس‌ نمى رسد چنانچه خداى عزوجل ‌مى‌ فرمايد: ‌كه‌ رحمت خدا نزديك ‌به‌ نيكوكاران است حضرت حجه الله سلام الله عليه ‌مى‌ فرمايد ‌كه‌ خداوند مهربان است ‌در‌ موضع عفو ‌و‌ رحمت.  
دخر: ذل، استثناء مفرغ است يعنى ‌لا‌ املك شيئا ‌من‌ الاشياء گاهى توهم ‌مى‌ شود ‌كه‌ ظاهر اين عبارت دلالت ‌بر‌ مذهب اشعرى دارد ‌كه‌ ‌مى‌ گويد: ‌كه‌ بنده ‌را‌ ‌در‌ افعال خود هيچ اختيار نيست ‌و‌ ‌او‌ ‌در‌ افعال خود مجبور است ‌پس‌ نفع ‌و‌ ضرر ‌كه‌ عبارت ‌از‌ ايمان ‌و‌ كفر است ‌از‌ خدا است.   جواب شبهه واضح است ‌و‌ ‌آن‌ آن است ‌كه‌ ايجاد افعال ‌به‌ مقدمات است فلا اقل ‌از‌ حيوه ‌و‌ قدرت ‌و‌ قوت ‌و‌ اين امور ‌در‌ اختيار بنده نيست ‌پس‌ ‌مى‌ تواند خدا ‌او‌ ‌را‌ بكشد ‌يا‌ مريض نمايد ‌پس‌ معنى الا بك الا بقدرتك است ‌و‌ اين منافات ندارد ‌كه‌ افعال بنده مخلوق بنده باشد.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ داخل ‌در‌ صبح شدم ‌و‌ ‌شب‌ شدم ‌من‌ ‌در‌ حالتى ‌كه‌ بنده ‌ى‌ ذليل ‌تو‌ هستم ‌از‌ براى ‌تو‌ ‌و‌ مالك نيستم مر خودم ‌را‌ سودى ‌و‌ ‌نه‌ زيانى مگر  
به قدرت ‌و‌ مشيت تو.   حيله استادى نمودن ‌و‌ فكر كردن ‌در‌ امرى ‌كه‌ برسد.   يعنى: شهادت ‌مى‌ دهم ‌كه‌ ‌من‌ چيزى نيستم ‌بر‌ نفس خود ‌و‌ اعتراف ‌مى‌ كنم ‌به‌ ناتوانى خودم ‌و‌ نبودن فكر ‌و‌ تدبير خودم غرض ‌از‌ فقرات ‌آن‌ است ‌كه‌ بنده ‌در‌ مقابل خالق عدم صرف ‌و‌ ‌لا‌ شى ء محض هست.   ‌پس‌ وفا نما ‌تو‌ ‌از‌ براى ‌من‌ آنچه وعده فرمودى مرا ‌و‌ تمام نما ‌از‌ براى ‌من‌ آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مرا دادى، وعده ‌ى‌ خداى عزوجل اجابت دعا است ‌و‌ كشف ضر ‌و‌ اتمام نعمت عبارت ‌از‌ ‌آن‌ است ‌كه‌ بنده ‌در‌ ‌آن‌ نعمت است ‌از‌ ‌او‌ زايل نكند ‌و‌ تغيير ندهد.   مستكين: اسم فاعل ‌از‌ استكان باب استفعال ماخوذ ‌از‌ كون ‌به‌ معنى گرديدن ‌از‌ حالى ‌به‌ حالى مثل استحال بعضى گفتند باب افتعال ‌از‌ سكن الف ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ وجهين زياد شده است ‌از‌ براى اشباع فتحه ‌و‌ كسره.   ضرير: بدحال ‌و‌ صاحب فقر ‌و‌ فاقه.   مهين: ‌از‌ مهانه ‌يا‌ هون ‌به‌ معنى خوارى ‌و‌ مذلت.   يعنى: ‌پس‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌من‌ بنده ‌ى‌ توام گدا ‌و‌ خوار ‌و‌ ناتوان بدحال پست ‌و‌ ‌بى‌ اعتبار محتاج ترسان پناه گيرنده.  
اوليته: اعطيته، ابليته: امتحنته، انعمته احسنته، اياس نااميد شدن.   يعنى: خدايا رحمت بفرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ نگردان مرا فراموش كننده مر ذكر ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ چيزهائيكه عطا فرمودى مرا، ‌و‌ ‌نه‌ غفلت كننده مر احسان ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ چيزهائيكه انعام نمودى ‌تو‌ مرا ‌و‌ ‌نه‌ نااميد شونده ‌از‌ اجابت تو.   ‌ان‌ ‌در‌ ‌ان‌ ابطات شرطيه ‌ى‌ وصليه ‌ان‌ وصليه ‌او‌ ‌را‌ جواب مذكور لازم نيست جواب ‌او‌ محذوف است ‌به‌ قرينه ‌ى‌ سابق يعنى اگر تاخير انداخته ‌ى‌ ‌تو‌ اجابت مرا نگردان مرا نااميد مع ذلك ‌و‌ اللاواء شدت ‌و‌ ضيق معيشت ‌فى‌ سراء ظرف خير است ‌از‌ براى كنت. يعنى اگر ‌چه‌ تاخير انداخته ‌اى‌ ‌تو‌ اجابت مرا ‌در‌ خوشحالى بوده باشم ‌يا‌ ‌بد‌ حالى ‌يا‌ ‌در‌ شدت ‌يا‌ ‌در‌ وسعت ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ عافيت ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ بلاء ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ بديها ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ نعمتها ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ رضيق معيشت ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ فقر ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ غنى.  
فى حالاتى مفعول ثانى است، حتى ‌به‌ معنى تعليل است ‌اى‌ لكن.   يعنى: خدايا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ بگردان ثناء مرا ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ مدح نمودن ‌من‌ ‌تو‌ ‌را‌ ‌و‌ ستايش نمودن ‌من‌ مر ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ همه حالات ‌من‌ ‌تا‌ اينكه خوشحال شوم ‌به‌ چيزهائى ‌كه‌ مرا دادى ‌از‌ امر دنيا. ‌و‌ محزون نشوم ‌از‌ ‌آن‌ چيزهائى ‌كه‌ منع نمودى مرا ‌در‌ دنيا، ‌به‌ عبارت اخرى يعنى چنان مشغول ثناء ‌و‌ ذكر ‌تو‌ گردم ‌كه‌ ‌جز‌ ‌تو‌ ‌در‌ نظرم نباشد.  
اشعار: ‌از‌ شعار است شعار جامه ‌ى‌ ‌را‌ گويند ‌كه‌ ‌مى‌ پوشند ‌و‌ اينجا ‌به‌ معنى پوشانيدن است، يعنى بپوشان ‌تو‌ قلب مرا ‌به‌ پرهيزگارى ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ كار دار ‌تو‌ بدن مرا ‌به‌ چيزهائيكه قبول ‌مى‌ كنى ‌از‌ من.   ‌و‌ مشغول نما ‌تو‌ ‌به‌ بندگى نمودنت نفس مرا ‌از‌ ‌هر‌ چيزى ‌كه‌ وارد ‌مى‌ شود ‌بر‌ ‌من‌ ‌تا‌ اينكه دوست نداشته باشم چيزى ‌از‌ بدى ‌تو‌ ‌را‌ ‌و‌ دشمن نداشته باشم چيزى ‌از‌ خشنودى ‌تو‌ ‌را‌ غرض ‌آن‌ است ‌كه‌ حقيقت بندگى ‌و‌ فرمان بردارى ‌در‌ ‌من‌ باشد ‌كه‌ ‌در‌ فعلى ‌از‌ افعال ‌او‌ ‌از‌ رضا ‌و‌ سخط ‌او‌ چون، ‌و‌ چرا نكند، ‌و‌ تسليم صرف باشد ‌در‌ افعال ‌او‌ بلكه ‌در‌ قلب خود ‌بد‌ داشته باشد چيزى ‌را‌ ‌كه‌ ‌او‌ ‌بد‌ داشته است ‌و‌ خوش داشته باشد چيزى ‌را‌ ‌كه‌ ‌او‌ خوش داشته است اين است صفات خاصه بندگان خدا.  
خدايا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ او، ‌و‌ خالى نما ‌تو‌ قلب مرا ‌از‌ براى محبت ‌تو‌ ‌و‌ مشغول ساز ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ ياد آوردن تو، ‌و‌ بلند نما ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ ترس ‌تو‌ ‌و‌ بيم ‌از‌ تو، بدان ‌كه‌ نعش ‌در‌ لغت ‌به‌ معنى بلندى است ‌و‌ رفعت ‌و‌ همچنين ‌به‌ معنى تدارك ‌از‌ ورطه ‌و‌ خوف نيز آمده است ‌و‌ ‌در‌ اين مقام نيز مناسب است.   يعنى: تدارك نما ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ سبب ترس ‌تو‌ ‌از‌ معاصى ‌و‌ تقصيرى ‌كه‌ ‌در‌ ‌آن‌ داخل شده است.  
رغبت: تضرع ‌و‌ ناله نمودن ‌و‌ دست بلند نمودن.   امل: ‌از‌ مال ‌به‌ معنى عدول ‌و‌ انصراف است.   ‌و‌ اجر: ‌از‌ جرى است.   ذليل: منقاد ‌و‌ مطيع بودن است ‌كه‌ ‌به‌ ‌هر‌ سخن ‌كه‌ بخواهد ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ كار دارد ‌و‌ ‌او‌ ‌به‌ جاى آورد، ايام حيوتى ظرف است متعلق ‌به‌ تمام افعال گذشته ‌بر‌ سبيل تنازع يعنى قوت بده مرا ‌به‌ سبب رغبت ‌به‌ سوى تو، برگرداندن ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ سوى بندگيت ‌و‌ جريان بده ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ دوستترين راهها ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌و‌ رام ‌كن‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ رغبت ‌و‌ آنچه ‌در‌ نزد ‌تو‌ است ‌در‌ روزگار زندگانى ‌من‌ همه.  
زاد: توشه ‌ى‌ مسافر.   رحله: ‌به‌ كسر راء ‌به‌ معنى كوچ نمودن.   مدخل: مصدر ميمى ‌به‌ معنى الدخول.   يعنى: بگردان ‌تو‌ ترس مرا ‌در‌ دنيا توشه ‌ى‌ ‌من‌ ‌و‌ ‌به‌ سوى رحمت ‌تو‌ كوچ نمودن مرا ‌در‌ خشنودى ‌تو‌ داخل شدن مرا.   ‌و‌ بپوشان ‌تو‌ قلب مرا دورى جستن ‌از‌ بدان مخلوق ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ بخش ‌از‌ براى ‌من‌ مانوس شدن ‌به‌ ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ اولياء ‌تو‌ ‌و‌ اهل بندگى تو.  
قوله: بك ‌و‌ بخيار خلفك ظرف مستقر است مفعول دويم اجعل.   فاجر: مطلق معصيت كار ‌را‌ گويند.   يعنى: نگردان ‌از‌ براى فاجر ‌و‌ ‌نه‌ كافر ‌بر‌ ‌من‌ منتى ‌و‌ نبوده باشد ‌از‌ براى ‌او‌ نزد ‌من‌ نعمت ‌و‌ ‌نه‌ ‌از‌ براى ‌من‌ ‌بر‌ ايشان حاجت بلكه بگردان ‌تو‌ اطمينان قلب مرا ‌و‌ انس مرا ‌و‌ طلب توانگرى مرا ‌و‌ كفايت مرا ‌به‌ ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ خوبان خلق تو.   مردى خدمت حضرت صادق (ع) عرض نمود: فدايت شوم دعا ‌كن‌ ‌كه‌ خدا مرا غنى نمايد ‌از‌ تمام خلق خود فرمود: خدا تقسيم رزق ‌هر‌ كسى ‌را‌ ‌به‌ دست كسى ديگر انداخته است ‌و‌ لكن طلب نما ‌از‌ خدا ‌كه‌ ‌تو‌ ‌را‌ محتاج نكند ‌به‌ لئام خلق خود.  
خدايا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ بگردان ‌تو‌ مرا ‌از‌ براى آنها قرين ‌و‌ مصاحب ‌و‌ بگردان مرا براى ايشان يار ‌و‌ ياور.   ‌و‌ منت بگذار ‌بر‌ ‌من‌ ‌به‌ دوستى ‌تو‌ ‌و‌ ‌به‌ عمل نمودن ‌از‌ براى ‌تو‌ ‌به‌ آنچه دوست دارى ‌و‌ پسنديدى ‌تو‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ ‌بر‌ ‌هر‌ چيزى قادر ‌و‌ توانائى ‌و‌ قضاء اين حوائج ‌بر‌ ‌تو‌ آسان است.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان من‌ دعائه عليه السلام فى دفع كيد الاعداء ‌و‌ رد باسهم دعاى چهل ‌و‌ نهم در‌ دفع مكر دشمنان ‌و‌ رد قوت ايشان.
«الهى، هديتنى، فلهوت. ‌و‌ وعظت، فقسوت». لها عنه: غفل. ‌و‌ الوعظ: النصح ‌و‌ التذكير بالعواقب. ‌و‌ قسا قلبه قساوه: غلظ ‌و‌ صلب. يعنى: اى خداوند من، راه راست نمودى ‌و‌ ارشاد كردى مرا، ‌و‌ من‌ غفلت ورزيدم. ‌و‌ پند ‌و‌ نصيحت دادى مرا، ‌و‌ من‌ سخت دل بودم ‌و‌ قبول ‌آن نكردم. «و ابليت الجميل، فعصيت». الابلاء، الانعام ‌و‌ الاحسان ‌و‌ الاعطاء. اى: انعمتنى من‌ البلاء الجميل. ‌و‌ انعام ‌و‌ احسان كردى مرا به‌ انعام جميل نيكو ‌و‌ من‌ عصيان ورزيدم. «ثم عرفت ما‌ اصدرت اذ عرفتنيه، فاستغفرت، فاقلت».
صدر يصدر صدرا. ‌و‌ اصدرته فصدر، اى: رجعته فرجع. يعنى: پس‌ شناختم من‌ آنچه بازگردانيدى ‌و‌ بردى نعمتها را، در‌ هنگامى كه‌ شناسا گردانيده بودى مرا به‌ ‌آن نعمتها پس‌ استغفار كردم من، پس‌ مسامحه ‌و‌ تجاوز نمودى از‌ آن. «فعدت، فسترت». عاد اليه يعود عودا: رجع. اى: رجعت. (يعنى:) پس‌ باز بر‌ سر‌ گناه آمدم، پس‌ تو‌ پوشيدى ‌آن را. «فلك الحمد الهى. يعنى: پس‌ مر توراست- اى خداوند من- سپاس ‌و‌ ستايش.
تقحمت اوديه الهلاك، ‌و‌ حللت شعاب تلف تعرضت فيها لسطواتك ‌و‌ بحلولها عقوباتك». قحم فى الامر- كنصر- قحوما: رمى بنفسه فيه فجاه بلا رويه. ‌و‌ الاوديه: جمع الوادى، ‌و‌ هو معروف. ‌و‌ شعاب: جمع شعب- بالكسر- ‌و‌ هو ما‌ انفرج بين الجبلين. ‌و‌ التلف: الهلاكه. ‌و‌ تعرضت، اى: تعوجت. يقال: تعرض الجمل فى الجبل، اذا اخذ فى مسيره يمينا ‌و‌ شمالا لصعوبه الطريق. قاله الجوهرى فى صحاحه. ‌و‌ السطوات: جمع السطوه بمعنى القهر. انداختم خود را‌ بى رويت در‌ وادى هلاكت، ‌و‌ فرود آمدم در‌ دره هاى هلاكت، ‌و‌
برخوردم در‌ ‌آن واديها ‌و‌ دره ها با‌ قهرهاى تو، ‌و‌ مواجه شدم به‌ فرود آمدن در‌ ‌آن با‌ عقوبتها.
«و وسيلتى اليك التوحيد. ‌و‌ ذريعتى انى لم اشرك بك شيئا ‌و‌ لم اتخذ معك الها». ‌و‌ دستاويز من‌ به‌ سوى تو‌ توحيد ‌و‌ يكى دانستن ‌و‌ تصديق به‌ يگانگى تو‌ است. ‌و‌ وسيله ‌ى‌ من‌ ‌آن است كه‌ شريك نساخته ام با‌ تو‌ چيزى را‌ ‌و‌ فرانگرفته ام با‌ تو‌ معبودى را. «و قد فررت اليك بنفسى. ‌و‌ اليك مفر المسى ء ‌و‌ مفزع المضيع لحظ نفسه الملتجى». المفزع: الملجا. «الملتجى»، من: التجات الى فلان، اذا استندت اليه ‌و‌ اعتضدت. ‌و‌ التجا، اى: عاذ به. (يعنى:) ‌و‌ به‌ تحقيق كه‌ بازگريختم به‌ سوى تو‌ به‌ نفس خود. ‌و‌ به‌ سوى تو‌ است گريزگاه بدكاران ‌و‌ پناه ضايع كننده مر بهره ‌ى‌ خويش، پناه جوينده.
«فكم من‌ عدو انتضى على سيف عداوته». نضيت السيف ‌و‌ نضوته- كانضيته ‌و‌ انتضيته:-: سللته. يعنى: پس‌ بسيارى از‌ دشمنان شمشير عداوت را‌ از‌ نيام بركشيدند بر‌ من.
«و شحذ لى ظبه مديته». يقال: شحذت السكين اشحذه شحذا، اى: حددته. ‌و‌ ظبه السيف ‌و‌ السهم: طرفه. ‌و‌ المديه- مثلثه الميم-: الشفره، ‌و‌ هى السكين العظيم. يعنى: ‌و‌ تيز كردند از‌ براى من‌ كناره ‌ى‌ كارد خود را. «و ارهف لى شباحده». يقال: رهفت السيف ‌و‌ ارهفته فهو مرهوف ‌و‌ مرهف، اى: رققت حواشيه. ‌و‌ اكثر ما‌ يقال مرهف. الشبا: طرف السيف. ‌و‌ شباه كل‌ شى ء: حد طرفه. ‌و‌ الجمع: الشبا. (يعنى:) ‌و‌ تنك ‌و‌ باريك كرده از‌ براى من‌ تيزى كناره ‌ى‌ ‌آن را. «و داف لى قواتل سمومه». يقال: دفت الدواء ‌و‌ المسك ‌و‌ غيره، اى: بللته بماء او‌ بغيره فهو مدوف ‌و‌ مدووف. ‌و‌ كذلك مسك مدوف، اى: مبلول. (يعنى:) ‌و‌ به‌ آب خيسانيده از‌ براى من‌ زهرهاى كشنده ‌ى‌ خود را. «و سدد نحوى صوائب سهامه». ‌و‌ راست كرده به‌ جانب من‌ نيزه هاى راست خود را. «و لم تنم عنى عين حراسته». ‌و‌ نخوابانيده از‌ من‌ چشم پاسبانى خود را.
«و اضمر ان‌ يسومنى المكروه ‌و‌ يجرعنى زعاق مرارته». «يسومنى»، اى: يولينى ‌و‌ يصيبنى. ‌و‌ جرع غصص الغيظ فتجرعه، اى: كظمه. ‌و‌ الزعاق- كغراب-: الماء المر الغليظ الملح. ‌و‌ طعام مزعوق، اذا كثر من‌ ملحه. (يعنى:) ‌و‌ در‌ دل داشت كه‌ برساند به‌ من‌ مكروهى ‌و‌ جرعه دهد مرا شورى ‌و‌ بدمزگى ‌و‌ تلخى ‌آن مكروه را- كه‌ طاقت آشاميدن ‌آن نداشته باشم.
«فنظرت- يا‌ الهى- الى ضعفى عن احتمال الفوادح، ‌و‌ عجزى عن الانتصار ممن قصدنى بمحاربته». الفوادح: الامور المثقله. ‌و‌ هم فادح ‌و‌ دين فادح، اى: ثقيل. ‌و‌ انتصر منه، اى: انتقم. (يعنى:) پس‌ نظر كردى- اى خداى من- به‌ ناتوانى من‌ از‌ برداشتن اين امور ثقيله ‌ى‌ شاقه ‌و‌ عجز من‌ از‌ انتقام كشيدن از‌ كسى كه‌ قصد كرد مرا به‌ كارزار كردن خود. «و وحدتى فى كثير عدد من‌ ناوانى، ‌و‌ ارصد لى بالبلاء فيما لم اعمل فيه فكرى». ناواه مناواه: عاداه. يقال: اذا ناوات الرجال فاصبر. ‌و‌ ارصدت له العقوبه، اذا اعددتها له. (يعنى:) ‌و‌ تنهايى مرا در‌ ميان عدد كثير كه‌ با‌ من‌ قصد خصومت ‌و‌ دشمنى دارند ‌و‌ مهيا ساخته اند از‌ براى من‌ بلا را‌ در‌ آنچه به‌ كار نبرده بودم در‌ ‌آن انديشه ‌و‌ فكر خود را.
«فابتداتنى بنصرك، ‌و‌ شددت ازرى بقوتك».
الازر: الظهر. ‌و‌ شد ازر كنايه از‌ تقويت است. (يعنى:) پس‌ ابتدا كردى مرا به‌ يارى كردن خود، ‌و‌ محكم كردى پشت مرا به‌ قوت خود. «ثم فللت لى حده، ‌و‌ صيرته من‌ بعد جمع عديد وحده». الفل: واحد فلول السيف، ‌و‌ هى كسوره فى حده. (يعنى:) پس‌ بشكستى از‌ براى من‌ كناره ‌ى‌ ‌آن را- ‌و‌ اين كنايه است از‌ تضييع آن، يعنى او‌ را‌ ضايع كردى- ‌و‌ گردانيدى او‌ را‌ از‌ پس‌ انبوهى بسيار تنها ‌و‌ بى كس. «و اعليت كعبى عليه». الكعب: الشرف ‌و‌ المجد. فى حديث قيله: «و الله لا‌ يزال كعبك عاليا». معناه الشرف. يقول: ثبتك الله ‌و‌ شرفك. ‌و‌ الاصل فيه: كعب القناه، ‌و‌ هو انبوبها. ‌و‌ انبوب ما‌ بين كل‌ عقدتين كعب. ‌و‌ كل‌ شى ء علا ‌و‌ ارتفع فهو كعب. ‌و‌ به‌ سميت الكعبه. قاله الهروى فى كتابه. (يعنى:) ‌و‌ افراشته كردى شرف ‌و‌ بزرگى مرا بر‌ او. «و جعلت ما‌ سدده مردودا عليه، فرددته لم يشف غيظه ‌و‌ لم يسكن غليله». الغليل- بالغين المعجمه-: الضغن ‌و‌ الحقد. (يعنى:) ‌و‌ گردانيدى آنچه او‌ راست كرده بود بر‌ من‌ بازگرديده شده بر‌ او. پس‌ بازگردانيدى او‌ را‌ در‌ حالتى كه‌ شفا نيافته بود خشم او‌ ‌و‌ ساكن نشده بود سوزش ‌و‌ حرارت باطن ‌و‌ تشنگى ‌و‌ كينه ‌ى‌ او. «قد عض على شواه ‌و‌ ادبر موليا قد اخلفت سراياه». شوى الادمى: اطراف بدنه، كاليدين ‌و‌ الرجلين.
و السرايا: جمع السريه، ‌و‌ هى طائفه من‌ الجيش يبلغ اقصاها اربعمائه تبعث الى العدو. يعنى: به‌ تحقيق كه‌ دندان گرفت ‌و‌ گزيد دست خود را‌ ‌و‌ هزيمت نمود در‌ حالتى كه‌ پشت دهنده بود در‌ قتال ‌و‌ لشكريهاى او‌ خلاف نمودند او‌ را‌ ‌و‌ با‌ او‌ موافقت ننمودند.
«و كم من‌ باغ بغانى بمكايده». البغى: التعدى. «بغانى»، اى: بغى على. فحذف الجار ‌و‌ اوصل الفعل الى الضمير. ‌و‌ بغى الرجل على الرجل: استطال. ‌و‌ بغى الوالى: ظلم. ‌و‌ كل‌ مجاوزه ‌و‌ افراط على المقدار الذى هو حد الشى ء فهو بغى. (يعنى:) ‌و‌ بسيارى از‌ ظالمان ‌و‌ از‌ حد تجاوز كنندگان بغى ‌و‌ ظلم كردند بر‌ من‌ به‌ مكرها ‌و‌ حيله هاى خود. «و نصب لى شرك مصايده». الشرك- بالتحريك- حباله الصائد. الواحده: شركه. ‌و‌ المصايد: جمع المصيد ‌و‌ المصيده- بكسرهما- ما‌ يصاد به. (يعنى:) ‌و‌ به‌ پاى كرد از‌ براى من‌ دام صيد ‌و‌ شكار كردن خود را. «و وكل بى تفقد رعايته». تفقده: طلبه عند غيبته. (يعنى:) ‌و‌ موكل ساخت بر‌ من‌ جستجوى رعايت خود را. «و اضبا الى اضباء السبع لطريدته انتظارا لانتهاز الفرصه لفريسته، ‌و‌ هو يظهر لى بشاشه الملق ‌و‌ ينظرنى على شده الحنق». ضبا- بالضاد المعجمه، كمنع-: لصق بالارض ‌و‌ اختبا ‌و‌ استتر. ‌و‌ اضبا: كتم. الطريده: ما‌ طردت من‌ صيد ‌و‌ غيره.
النهزه: الفرصه. ‌و‌ انتهزها: اغتنمها. ‌و‌ الفريسه، ما‌ يفرسه الاسد. ‌و‌ الملق- محركه-: الود ‌و‌ اللطف ‌و‌ ان‌ يعطى باللسان ما‌ ليس فى القلب. ‌و‌ فى الحديث: «ليس من‌ خلق المومن الملق». ‌و‌ «ينظرنى»- كينصرنى- من: نظره بمعنى تنظره ‌و‌ انتظره، اذا ارتقبه ‌و‌ تانى عليه. ‌و‌ الحنق- بالحاء المهمله ‌و‌ النون، محركه-: الغيظ. يعنى: ‌و‌ در‌ كمين نشست به‌ جهت من، همچو كمين نشستن درندگان شكارى خود در‌ حالتى كه‌ منتظر بود مر غنيمت شمردن فرصت را‌ از‌ براى شكارى خود، ‌و‌ حال آنكه او‌ ظاهر مى كرد از‌ براى من‌ خرمى ‌و‌ خوشحالى چاپلوسى را‌ ‌و‌ نگاه به‌ من‌ مى كرد با‌ كمال سختى خشم ‌و‌ غضب. ‌و‌ در‌ نسخه ‌ى‌ كفعمى به‌ جاى «ينظرنى»، «يبطننى» است. اى: يكون فى الباطن على شده الحنق. يعنى: در‌ باطن داشت كمال خشم ‌و‌ غضب را.
«فلما رايت- يا‌ الهى، تباركت ‌و‌ تعاليت- دغل سريرته ‌و‌ قبح ما‌ انطوى عليه، اركسته لام راسه فى زبيته ‌و‌ رددته فى مهوى حفرته». «رايت» بصيغه الخطاب. ‌و‌ كذا «اركست» ‌و‌ «رددت» ايضا على صيغه الخطاب. ‌و‌ «تباركت»، اى: تنزهت ‌و‌ تقدست. ‌و‌ «تعاليت»، اى: ارتفعت. لان صفاته. سبحانه فى اعلى المراتب لا‌ يساوى له احد.
و الدغل- بالتحريك-: الفساد. يقال: قد ادغل فى الامر، اذا ادخل فيه ما‌ يفسده ‌و‌ يخالفه. ‌و‌ السريره: الذى يكتم. ‌و‌ المراد هنا القلب: لانه مستور. ‌و‌ انطوى: انفعال من‌ الطويه، ‌و‌ هى الضمير. اى: ما‌ جعل طويته ‌و‌ ضميره عليه. ‌و‌ الركس: رد الشى ء مقلوبا. ف«اركسته»، اى: جعلت راسه مكان رجله ‌و‌ رجله مكان راسه. ‌و‌ ام الشى ء: اصله. ‌و‌ ام الراس: الجلده التى تجمع الدماغ. ‌و‌ يقال لها ايضا: ام الدماغ. ‌و‌ اللام فى قوله عليه السلام: «لام راسه» بمعنى على، كقوله: (و يخرون للاذقان)، اى: على الاذقان. (و ان‌ اساتم فلها). ‌و‌ الزبيه: حفره هى ماوى الاسد. ‌و‌ «مهوى حفرته»، اى: محل هوى ‌و‌ سقوط حفره لى. ‌و‌ من‌ ذلك قيل: من‌ حفر بئرا لاخيه، اوقعه الله فيه. يعنى: پس‌ چون ديدى- اى خداوند من‌ كه‌ مقدس ‌و‌ منزه است صفات تو‌ ‌و‌ متعالى است از‌ آنكه كسى با‌ او‌ برابرى تواند نمود- فساد باطن ‌آن ظالم را‌ ‌و‌ زشتى آنچه ضمير او‌ بر‌ او‌ مشتمل است، نگونسار ساختى او‌ را‌ بر‌ ميان سر‌ او‌ در‌ دامگاهى كه‌ براى خود ساخته بود ‌و‌ برگردانيدى او‌ را‌ در‌ چاهى كه‌ كنده
بود از‌ براى من. «فانقمع بعد استطالته ذليلا فى ربق حبالته التى كان يقدر ان‌ يرانى فيها». قمعته ‌و‌ اقمعته، اى: قهرته ‌و‌ اذللته، فانقمع، قاله الجوهرى. ‌و‌ طال عليه ‌و‌ استطال ‌و‌ تطاول، اذا علاه ‌و‌ ترفع عليه. ‌و‌ منه الحديث: «اربى الربا الاستطاله فى عرض الناس»، اى: استحقارهم ‌و‌ الترفع عليهم. ‌و‌ الربق- بالكسر-: حبل فيه عرى يشد به‌ البهم. كل‌ عروه ربقه- بالكسر ‌و‌ الفتح. ‌و‌ الحباله- بالكسر-: واحده الحبائل، ‌و‌ هى ما‌ يصاد بها من‌ اى شى ء كان. ‌و‌ منه حديث ابن ذى اليزن:«و ينصبون له الحبائل». (يعنى:) پس‌ خوار ‌و‌ ذليل شد بعد از‌ آنكه گردنكشى مى كرد خوار شدنى در‌ ريسمانهاى دامى كه‌ تقدير كرده بود كه‌ ببيند مرا در‌ ‌آن دام. «و قد كاد ان‌ يحل بى لولا رحمتك ما‌ حل بساحته». «يحل»- بضم الحاء- ينزل. ‌و‌ كلمه «ما» فاعل ليحل. (يعنى:) ‌و‌ به‌ تحقيق كه‌ نزديك شده بود كه‌ فرود آيد به‌ من‌ اگر نبود رحمت تو‌ آنچه فرود آمده به‌ فضاى خانه ‌ى‌ او.
«و كم من‌ حاسد قد شرق بى بغصته ‌و‌ شجى منى بغيظه، ‌و‌ سلقنى بحد لسانه، ‌و‌ وحرنى بقرف عيوبه». الشرق: الشجو ‌و‌ الغصه. ‌و‌ قد شرق بريقه، اى: غص به. ‌و‌ فى الحديث
«توخرون الصلاه الى شرق الموتى»، اى: الى ان‌ يبقى من‌ الشمس مقدار ما‌ يبقى من‌ حياه من‌ شرق بريقه عند الموت. ‌و‌ «شجى»- كرضى- لا‌ من‌ الشجو بمعنى الهم ‌و‌ الحزن، بل من‌ الشجا، ‌و‌ هو ما‌ نشب ‌و‌ اعترض فى الحلق من‌ عظم ‌و‌ نحوه. يقال: فلان شجى بغصه او‌ هم او‌ غيظ او‌ حسد- بالكسر- يشجى- بالفتح- فهو شجى- بتشديد الياء على فعيل- اى: نشب فيه ‌و‌ صعب عليه فصار هو مهنوا بنشوبه فيه ‌و‌ صعوبته عليه. ‌و‌ سلقه بالكلام سلقا، اذا آذاه. ‌و‌ هو شده القول باللسان. قال الله تعالى: (سلقوكم بالسنه حداد). ‌و‌ وحرنى، اى: استضمر الوحر- ‌و‌ هو الحقد ‌و‌ الغيظ- منى. ‌و‌ قرفت الرجل، اى: عبته. يعنى: ‌و‌ بسا حسد برنده اى كه‌ در‌ گلو مانده غصه او‌ به‌ سبب من‌ ‌و‌ در‌ حلق او‌ گره شده خشم او‌ از‌ رهگذر من- ‌و‌ اين كنايه است از‌ شدت غصه ‌و‌ خشم او- ‌و‌ اذيت رسانيد مرا به‌ تيز زبانى خود ‌و‌ در‌ خاطر خود گرفت كينه به‌ عيب كردن معايب او. «و جعل عرضى غرضا لمراميه». العرض- بكسر العين المهمله ‌و‌ الضاد المعجمه اخيرا- هو جانبه الذى يصونه من‌ نفسه ‌و‌ حسبه ‌و‌ يحامى عنه ان‌ ينتقص ‌و‌ يثلب. ‌و‌ قد قيل: عرض الرجل حسبه. ‌و‌ الغرض- بالغين ‌و‌ الضاد المعجمتين-: ما‌ يقصد الرامى اصابته.
و المرامى: جمع المرماه- بالكسر، كمسحاه- ‌و‌ هى سهم صغير او‌ سهم يتعلم به‌ الرمى. ‌و‌ هو احقر السهام ‌و‌ ارذلها. يعنى: ‌و‌ گردانيد ناموس مرا نشانه ‌ى‌ تيرهاى دشنام خود. «و قلدنى خلالا لم تزل فيه». اى: جعل قلاده عنقى خلالا، اى: خصالا. يعنى: ‌و‌ در‌ گردن من‌ انداخت ‌و‌ ثابت كرد از‌ براى من‌ خصلتهايى كه‌ هميشه ‌آن خصلتها در‌ او‌ بود. «و وحرنى بكيده». بالحاء ‌و‌ الراء المهملتين بمعنى حقدنى. ‌و‌ روى: «وخزنى»- بالخاء ‌و‌ الزاء المعجمتين- اى: طعننى بالرمح. يعنى: كينه ‌و‌ رشد با‌ من‌ به‌ كيد ‌و‌ مكر خود. يا: فروبرد به‌ من‌ نيزه ‌ى‌ مكر خود. «و قصدنى بمكيدته». المكيده هى الكيد. (يعنى:) قصد كرد مرا به‌ كيد ‌و‌ مكر خود.
«فناديتك- يا‌ الهى- مستغيثا بك، واثقا بسرعه اجابتك، عالما انه لا‌ يضطهد من‌ اوى الى ظل كنفك». اضهدته فهو مضهود ‌و‌ مضطهد، اى: مقهور ‌و‌ مضطر. ‌و‌ الطاء بدل من‌ تاء الافتعال.
يعنى: پس‌ خواندم ‌و‌ ندا كردم تو‌ را- اى خداى من- در‌ حالتى كه‌ استغاثه كننده بودم به‌ تو‌ ‌و‌ طلب فريادرسى مى كردم از‌ تو‌ ‌و‌ واثق ‌و‌ استوار بودم به‌ زودى اجابت تو، دانا به‌ اينكه مقهور ‌و‌ مغلوب نشود كسى كه‌ جا گيرد در‌ سايه ‌ى‌ حمايت تو. «و لا‌ يفزع من‌ لجا الى معقل انتصارك فحصنتنى من‌ باسه بقدرتك». اى: ملجا انتصارك يلتجئون اليه كما يلتجى الوعل الى راس الجبل. ‌و‌ المعقل- بفتح الميم ‌و‌ كسر القاف-: الحصن. ‌و‌ منه الحديث: «ليعقلن الدين من‌ الحجاز معقل الارويه من‌ راس الجبل».، اى: ليتحصنن ‌و‌ يعتصم ‌و‌ يلتجى اليه كما يلتجى الوعل الى راس الجبل. ‌و‌ الانتصار- بالصاد المهمله- بمعنى الانتقام. يعنى: نترسد كسى كه‌ پناه برد به‌ قلعه ‌ى‌ انتقام كشيدن ‌و‌ دادستاندن تو- ‌و‌ كلام مبنى بر‌ استعاره است- پس‌ نگاهدارى نمودى مرا از‌ عذاب ‌و‌ سختى او‌ به‌ قدرت خود.
«و كم من‌ سحائب مكروه جليتها عنى، ‌و‌ سحائب نعم امطرتها على». السحائب. جمع السحابه، ‌و‌ هى الغيم. جلى الشى ء، اى: كشفه. (يعنى:) ‌و‌ بسيارى از‌ ابرهاى مكروه ‌و‌ دشوارى را‌ كه‌ ببردى ‌آن را‌ از‌ من، ‌و‌ ابرهاى نعمتها كه‌ ببارانيدى ‌آن را‌ بر‌ من. «و جداول رحمه نشرتها، ‌و‌ عافيه البستها، ‌و‌ اعين احداث طمستها ‌و‌ غواشى كربات كشفتها». الجدول: النهر. ‌و‌ الاعين: جمع العين.
و الاحداث: جمع الحادثه، ‌و‌ هى النازله من‌ نوازل الدهر ‌و‌ شدائده. الطمس: المحو. يقال: طمسته طمسا: محوته. ‌و‌ طمست الشى ء: استاصلت اثره. ‌و‌ الغواشى: جمع الغاشيه، ‌و‌ هى ما‌ يغشى الانسان من‌ انواع العذاب، اى: يغطيهم. يعنى: ‌و‌ بسيارى از‌ جويهاى رحمت خود كه‌ روان كردى به‌ سوى من، ‌و‌ قباهاى رحمت كه‌ بپوشانيدى او‌ را‌ به‌ من، ‌و‌ بسيارى از‌ چشمه هاى شدايد روزگار را‌ كه‌ نابينا كردى ‌و‌ رقم محو بر‌ او‌ كشيدى، ‌و‌ بسيارى از‌ انواع عذاب كه‌ فروگرفته بود مرا از‌ من‌ برداشتى. ‌و‌ كلام در‌ همه ‌ى‌ اين فقرات مبنى بر‌ استعاره ‌ى‌ بليغه است.
«و كم من‌ ظن حسن حققت، ‌و‌ عدم جبرت، ‌و‌ صرعه انعشت، ‌و‌ مسكنه حولت». العدم- بالتحريك- الفقر. ‌و‌ كذا العدم- بضم العين ‌و‌ سكون الدال. ‌و‌ الصرعه- بفتح الصاد المهمله، ‌و‌ روى بكسرها ايضا ‌و‌ اسكان الراء-: الوقوع فى البليه. ‌و‌ «انعشت»- بالنون ‌و‌ العين المهمله ‌و‌ آخره شين معجمه- اى: رفعت. يعنى: ‌و‌ بسيارى از‌ گمانهاى نيكو كه‌ راست گردانيدى آنها را، ‌و‌ از‌ فقر ‌و‌ احتياج كه‌ جبر ‌و‌ تلافى ‌آن كردى به‌ غناى خود ‌و‌ مرا غنى گردانيدى، ‌و‌ بسيار در‌ بليه ها افتادم ‌و‌ مرا برداشتى از‌ آنها، ‌و‌ از‌ درويشى ‌و‌ مسكنت كه‌ داشتم- تغيير ‌آن دادى.
«كل ذلك انعاما ‌و‌ تطولا منك ‌و‌ فى جميعه انهماكا منى على معاصيك».
انهمك فى الامر: جد ولج. ‌و‌ الانهماك: التمادى فى الشى ء ‌و‌ اللجاج فيه. يعنى: همه ‌ى‌ اين نعمتها كه‌ شماره نمودم از‌ روى انعام ‌و‌ تفضل بود از‌ جانب تو، در‌ حالتى كه‌ من‌ در‌ جميع اين احوال ثابت ‌و‌ راسخ بودم بر‌ جد كردن ‌و‌ لجاج نمودن در‌ نافرمانى تو. «لم تمنعك اساءتى عن اتمام احسانك». بازنداشت تو‌ را‌ بدكردارى من‌ از‌ تمام كردن نيكويى تو‌ به‌ من. «و لا‌ حجرنى ذلك عن ارتكاب مساخطك». «حجرنى» بالراء المهمله ‌و‌ الزاى كلاهما مرويان فى هذا المقام. اى: منعنى. (يعنى:) ‌و‌ بازنداشت مرا اين همه نعمتها كه‌ به‌ من‌ انعام كردى از‌ مرتكب شدن امورى كه‌ باعث سخط ‌و‌ خشم تو‌ باشد. «لا تسال عما تفعل». مسوول نشوى از‌ آنچه مى كنى- به‌ جهت آنكه متفردى در‌ الوهيت ‌و‌ تسلط مالكيت، پس‌ كه‌ را‌ ياراى آنكه در‌ مقام توبيخ سوال درآيد؟!
«و لقد سئلت فاعطيت. ‌و‌ لم تسال فابتدات. ‌و‌ استميح فضلك فما اكديت». الاستماحه: استفعال من‌ الميح، ‌و‌ هو العطاء. اى: سئلت العطاء من‌ فضلك. «فما اكديت»، اى: ما‌ قطعت. من‌ قولهم: اكدى الحافر، اذا بلغ الكديه- ‌و‌ هى الصخره الصلبه- فترك الحفر. (يعنى:) ‌و‌ به‌ تحقيق كه‌ مسوول شدى- يعنى سائلين سوال رحمت از‌ تو‌ كردند- پس‌ اعطا كردى ‌آن را. ‌و‌ نخواستند از‌ تو، پس‌ ابتدا كردى تو‌ به‌ عطا كردن. ‌و‌ طلب عطا از‌ فضل ‌و‌ جود تو‌ نمودند، پس‌ قطع نكردى خير ‌و‌ جود خود را. «ابيت- يا‌ مولاى- الا احسانا ‌و‌ امتنانا ‌و‌ تطولا ‌و‌ انعاما».
اى: ابيت ان‌ تفعل فعلا الا احسانا. ‌و‌ الاباء: اشد الامتناع. ‌و‌ هذه الالفاظ الاربعه نظائر. ‌و‌ التكرير للتاكيد. يعنى: ابا نمودى از‌ اينكه كارى كنى مكر نيكويى كردن ‌و‌ نعمت دادن ‌و‌ تفضل نمودن ‌و‌ منت نهادن. «و ابيت الا تقحما لحرماتك ‌و‌ تعديا لحدودك ‌و‌ غفله عن وعيدك». اى: ابيت ان‌ افعل فعلا الا التقحم- اى: الدخول- فى حرماتك فجاه بلا رويه. ‌و‌ الحرمات: جمع حرمه، كظلمات جمع ظلمه. ‌و‌ الحرمه: ما‌ لا‌ يحل هتكه من‌ الاوامر ‌و‌ النواهى الشرعيه. ‌و‌ الحدود: جمع الحد. ‌و‌ اصله: المنع ‌و‌ الفصل. فكانه حدود الشارع فصلت بين الحلال ‌و‌ الحرام. (يعنى:) ‌و‌ باز ايستادم از‌ آنكه كارى كنم الا داخل شدن در‌ چيزهايى كه‌ پيش تو‌ صاحب حرمت ‌و‌ احترام است، ‌و‌ تجاوز نمودن مر حدها ‌و‌ منعها (را) كه‌ قرار داده ‌آن را‌ از‌ اوامر ‌و‌ نواهى تو، ‌و‌ غفلت ورزيدن از‌ چيزهايى كه‌ تخويف نموده اى بندگان خود را‌ از‌ آن. «فلك الحمد- الهى- من‌ مقتدر لا‌ يغلب ‌و‌ ذى اناه لا‌ يعجل». «يغلب» ‌و‌ «يعجل» به‌ صيغه ‌ى‌ غايب ‌و‌ حاضر هر‌ دو‌ روايت شده، بر‌ بناى مفعول در‌ فعل اول. ‌و‌ الاناه- كقناه-: الحلم. يعنى: پس‌ مر تو‌ را‌ است سپاس بى قياس- اى خداوند من- از‌ توانايى كه‌ مغلوب نشوى- يا: نشود- ‌و‌ خداوند بردبارى كه‌ شتاب نكنى- يا: نكند.
«هذا مقام من‌ اعترف بسبوغ النعم، ‌و‌ قابلها بالتقصير، ‌و‌ شهد على نفسه بالتضييع».
يعنى: اين مقام كسى است كه‌ اعتراف دارد به‌ نعمتهاى شامله ‌ى‌ تو‌ ‌و‌ مقابل ‌آن نعمتها معترف است به‌ تقصير ‌و‌ كوتاهى كردن در‌ شكر ‌آن ‌و‌ گواه است بر‌ نفس خويش به‌ تضييع حقوق ‌آن نعمتها.
«اللهم فانى اتقرب اليك بالمحمديه الرفيعه ‌و‌ العلويه البيضاء ‌و‌ اتوجه اليك بهما ان‌ تعيذنى من‌ شر كذا ‌و‌ كذا». اشار الى محمد ‌و‌ على صلوات الله عليهما. ‌و‌ وصفها بالبيضاء تنبيها على كرمها ‌و‌ فضلها. لان البياض لما كان افضل لون عند العرب عبر به‌ عن الكرم ‌و‌ الفضل حتى قيل لمن لم يتدنس بمعايب: هو ابيض الوجه. ‌و‌ المراد بالبيضاء العفاف ‌و‌ الطهاره عن دنس الشرك. ‌و‌ منه قولهم: فلان ابيض العرض ‌و‌ الشيم ‌و‌ الحسب ‌و‌ نحو ذلك. يعنى: بار خدايا، به‌ درستى كه‌ من‌ نزديكى مى جويم به‌ سوى تو‌ به‌ ملت محمدى بلند داشته شده بر‌ جميع ملتها، ‌و‌ به‌ امامت روشن پاك على بن‌ ابيطالب عليه السلام، ‌و‌ رو‌ مى آورم به‌ سوى تو‌ به‌ وسيله ‌ى‌ اين دو‌ بزرگوار به‌ اينكه پناه دهى مرا از‌ شر ‌و‌ بدى چنين ‌و‌ چنين- يعنى هر‌ كسى را‌ كه‌ از‌ او‌ خوف داشته باشد از‌ دشمنان خود. «فان ذلك لا‌ يضيق عليك فى وجدك». اى: فى وسعك. (يعنى:) پس‌ به‌ درستى كه‌ اين نگاهدارى ‌و‌ پناه دادن تنگ نيست بر‌ تو‌ در‌ جنب بزرگى ‌و‌ توانگرى تو.
«و لا‌ يتكادك فى قدرتك». ‌و‌ دشوار نيست در‌ جنب قدرت ‌و‌ توانايى تو. «و انت على كل‌ شى ء قدير». ‌و‌ تو‌ بر‌ همه چيز توانايى چنانچه خواهى.
«فهب لى- يا‌ الهى- من‌ رحمتك ‌و‌ دوام توفيقك ما‌ اتخذه سلما اعرج به‌ الى رضوانك، ‌و‌ آمن به‌ من‌ عقابك، يا‌ ارحم الراحمين». يعنى: ببخش مرا- اى خداوند من- از‌ رحمت خود ‌و‌ هميشگى توفيق خود، آنچه فراگيرم ‌آن را‌ نردبانى كه‌ بالا روم به‌ سبب ‌آن به‌ خشنودى تو‌ ‌و‌ ايمن شوم به‌ سبب ‌آن از‌ عقاب تو، اى بخشاينده ترين بخشايندگان.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

متن عربی حکمت نهج البلاغه

وَ حَکى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَّمَدُ بْنُ عَلِىٍّ الْباقِرِ -عَلَيْهِمَا السَّلامُ- أَنَّهُ قالَ: کانَ فِى الْأَرْضِ أَمانانِ مِنْ عَذابِ اللَّهِ ‏سُبْحانَهُ‏ ‏وَ ‏قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُما فَدُونَکُمْ الاخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ: أَمَّا الْأَمانُ الَّذِى رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ- وَ أَمَّا الْأَمانُ الْباقِى فَالْإِسْتِغْفارُ، قالَ اللَّهُ تَعالى: ‏وَ ‏ما ‏کانَ‏ ‏اللَّهُ‏ ‏لِيُعَذِّبَهُمْ‏ ‏وَ ‏أَنْتَ‏ ‏فِيهِمْ‏ ‏وَ ‏ما ‏کانَ‏ ‏اللَّهُ‏ ‏مُعَذِّبَهُمْ‏ ‏وَ ‏هُمْ‏ ‏يَسْتَغْفِرُونَ‏. قالَ السَّيد الشَريف: وَ هذا مِنْ مَحاسِنِ الْاِسْتِخْراجِ وَ لَطائِفِ ‏الْاِسْتِنْباطِ.

ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

و درود خدا بر او فرمود: (امام باقر (ع) از حضرت اميرالمومنين (ع) نقل فرمود:) دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود، يکي از آن دو برداشته شد، پس ديگري را دريابيد و بدان چنگ زنيد، اما اماني که برداشته شد رسول خدا (ص) بود، و امان باقيمانده، استغفار کردن است، خداي بزرگ به رسول خدا فرمود (خدا آنان را عذاب نمي‏کند در حالي که تو در ميان آناني، و عذابشان نمي‏کند تا آن هنگام که استغفار مي‏کنند.) (اين روش استخراج نيکوترين لطايف معني، و ظرافت سخن از آيات قرآن است)

ترجمه فیض الاسلام

حضرت ابوجعفر (امام) محمدباقر ابن علي (ابن الحسين) عليهماالسلام نقل کرده که امام عليه‏السلام در ترغيب به استغفار) فرموده است: دو آسودگي و پناه از کيفر خداوند در زمين بود يکي از آنها از دست رفت و ديگري نزد شما است پس به آن چنگ زنيد (نگهداري کنيد) اما پناهي که از دست رفت رسول خدا- صلي الله عليه و آله- بود (که از بين شما رخت بر بست) و اما پناهي که باقي است استغفار و درخواست آمرزش (گناهان) است، خدايتعالي (در قرآن کريم س 8 ي 33) فرموده: و ما کان الله ليغذبهم وانت فيهم و ما کان الله معذبهم و هم يستغفرون يعني خدا مرد را عذاب نمي‏کند تا تو در بين ايشان هستي و خدا آنان را به کيفر نمي‏رساند و حال آنکه ايشان (از گناهانشان) آمرزش مي‏طلبند (سيدرضي عليه‏الرحمه فرموده:) اين بيان (گواه آوردن از قرآن کريم) از سخنان نيکو و از مو شکافيهاي درک حقائق مي‏باشد (که امام عليه‏السلام آن را آشکار و بيان فرموده است).

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و ابوجعفر محمد بن علي باقر از او (ع) حکايت کرد که فرمود:) دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود، يکي از آن دو برداشته شد پس ديگري را بگيريد و بدان چنگ زنيد: اما اماني که برداشته شد رسول خدا (ص) بود. و اما اماني که مانده است آمرزش خواستن است. خداي تعالي فرمايد و خدا آنان را عذاب نمي‏کند حالي که تو در ميان آناني و خدا عذابشان نمي‏کند حالي که آمرزش مي‏خواهند (و اين از نيکوتر لطايف معني را برون آوردن است و ظرافت سخن را آشکار کردن.)



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

ترجمه فارسی نهج البلاغه به زياد بن ابيه
از نامه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است به زياد ابن ابيه، هنگامي که در حکومت بصره قائم مقام و جانشين عبدالله ابن عباس بود، و عبدالله آن هنگام از جانب اميرالمومنين عليه‏السلام بر بصره و شهرهاي اهواز و فارس و کرمان حکفرما بود (که در آن او را از خيانت به بيت‏المال مسلمانان منع کرده مي‏ترساند، و اينکه او را زياد ابن ابيه يعني زياد پسر پدرش ناميده‏اند براي آن است که پدرش معلوم نيست، او ادعا مي‏کرد که ابوسفيان پدرش بوده و ابوسفيان هم او را در مجلس عمر ابن خطاب پسر خود خواند، چنانچه در شرح نامه چهل و چهارم بيان مي‏شود، مادرش سميه که مادر ابي‏بکره هم بود به زناء دادن شهرت داشت، گفته‏اند: عايشه اول کسي است که‏او را ابن ابيه خواند): و من سوگند ياد به خدا ميکنم سوگند از روي راستي و درستي اگر به من برسد که تو در بيت‏المال مسلمانان به چيزي اندک يا بزرگ خيانت کرده و برخلاف دستور صرف نموده‏اي بر تو سخت خواهم گرفت چنان سختگيري که تراکم مايه و گران پشت و ذليل و خوار گرداند (تو را از مقام و منزلت بر کنار نموده آنچه از بيت‏المال اندوخته‏اي مي‏ستانم به طوريکه درويش گرديده و توانائي کشيدن به ارمونه و روزي عيال نداشته در پيش مردم خوار و پست گردي) و درود بر آنکه شايسته درود است. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلى ‏زِيادِ ‏بنِ‏ ‏أَبِيهِ‏، وَ هُوَ خَلِيفَةُ عامِلِهِ ‏عَبْدِاللَّهِ‏ ‏بْنِ‏ ‏عَبَّاسٍ‏ عَلَى الْبَصْرَةِ، وَ عَبْدُ اللَّهِ عامِلُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ -عَلَيْهِ السَّلامُ- يَوْمَئِذٍ عَلَيْها وَ عَلى ‏کُوَرِ الْأَهْوازِ وَ فارِسَ وَ کِرْمانَ: وَ إِنِّى أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صادِقاً لَئِنْ بَلَغَنِى أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ ‏فَىْ‏ءِ ‏الْمُسْلِمِينَ‏ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ کَبِيراً لَأَشُدَّنَّ عَلَيْکَ شَدَّةً تَدَعُکَ قَلِيلَ ‏الْوَفْرِ، ‏ثَقِيلَ‏ ‏الظَّهْرِ، ‏ضَئِيلَ‏ الْأَمْرِ، وَ السَّلامُ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |

ترجمه فارسی نهج البلاغه با عبدالله بن زمعه
(که به عبدالله بن زمعه فرمود، و عبدالله از شيعيان او بود، در خلافت امام نزد او آمد و مالي از- بيت‏المال- خواست امام (ع) فرمود:) اين مال نه از آن من است و نه از آن تو. بلکه فيي است، و از آن همه مسلمانان، و براي به خدمت گرفتن شمشير آنان. اگر تو در جنگ با آنان يار باشي چون ايشان، از مال برخوردار باشي، وگرنه آنچه به دست آورند، نبايد ديگران بخورند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) کَلَّمَ بِهِ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ زَمَعَةَ، وَ هُوَ مِنْ شِيعَتِهِ، وَ ذلِکَ أَنَّهُ قَدِمَ عَلَيْهِ فِى خِلافَتِهِ يَطْلُبُ مِنْهُ مالًا، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: إِنَّ هذَا الْمالَ لَيْسَ لِى وَ لا لَکَ، وَ إِنَّما هُوَ ‏فَيْى‏ءٌ لِلْمُسْلِمِينَ وَ ‏جَلَبُ‏ أَسْيافِهِمْ، فَإِنْ ‏شَرِکْتَهُمْ‏ فِى حَرْبِهِمْ کانَ لَکَ مِثْلُ حَظِّهِمْ وَ إِلّا ‏فَجَناةُ أَيْدِيهِمْ لا تَکُونُ لِغَيْرِ أَفْواهِهِم.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : jer |
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
انجام پایان نامه ارشد
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر

لینک های مفید
برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.